بسمه تعالی شأنه
مجهاده با نفس راه رسیدن به تجلیات کبریایی
خدای متعال هنگام خلقت انسان بعد از تکمیل خلقت صورت مادی او ، نفحه ای الهی در او نموده و روح ملکوتی خود را که موجودی بسیار نزدیک به خود بود را در وجود انسان به ودیعه نهاد و محجوب در حجاب های عالم ناسوت و ماده نمود : «لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ* ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ» [1] (ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم.سپس او را به پایینترین مرحله بازگرداندیم) تا آن که در قوس صعود با خود سازی و زدودن پلیدی ها و ناخالصی هایی که در آن محجوب شده است ، کارکردهای وجود ملکوتی خویش را به فعلیت برساند و آینه وجودش را برای به نمایش در آوردن اسماء و صفات الهی صیقل دهد .
از آن جا که در این فرایند مقدس سر و کار انسان با موجودی است که محل تجلی کبریایی خدای متعال است ، لذا سختی های بسیاری در هماهنگ سازی و بهبود ورزیدن به فرایندهای احیاء آن موجود، پیش پای طالبان حقیقت وجود دارد که در سایر کار های دیگر وجود ندارد؛ چرا که هیچ یک از موجودات عالم هستی با همه وسعت و عظمتشان، قابلیت و توان این را ندارند که خدای متعال با کبریایی خود در آنها تجلی کند، اما قلب انسان این قابلیت را دارد .
خداوند عز و جل در حديث قدسى مى فرمايد : «لَمْ يَسَعْنِي سَمَائِي وَ لَا أَرْضِي وَ وَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ.» [2] (زمين و آسمان من ، گنجايش مرا ندارند ؛ امّا دل بنده مؤمنم ، گنجايش مرا دارد.) وقتی خدای متعال در قلب انسان مومن جای گرفت ، او به لقاء الله رسیده است.
بر این اساس زحمت و تلاشی که برای دعوت کردن خدای متعال به خانه دل آدمی لازم است، هیچگاه قابل مقایسه با جَهد و تلاش در سایر امور نیست. این تلاش و کوشش های بی بدیل برای فراهم سازی خانه دل ، همان است که در لسان قرآن و اهل ولایت از آن تعبیر به جهاد اکبر شده است .
بنابر این مراد از جهاد اکبر مجموعه ای از تلاش های آدمی است که با آن خانه دل را آباد و تطهیر می کند تا خدای متعال در آن جلوه کند و انسان به لقاء الله برسد.
آن قدر باید آهن خام وجود خود را در کوره ریاضت شرعیه حرارت دهیم و با پُتک تقوا بر آن بکوبیم تا جان ناقابلمان صیقل دیده شده و مطلوب سلطان عالم هستی شود. آن گاه به مقصد خواهیم رسید. هنگامی که انسان در مسیر مبارزه با تمایلات نفسانی برخواسته از قوای حیوانی بر می آید، لاجرم در مسیر استقرار حاکمیت و اراده الهی در مملکت وجود خویش قدم بر می دارد ، وقتی که این گونه شد بر اساس حدیث قرب فرائض و نوافل، او دست و پا و چشم خدا می شود و خدای متعال بواسطه وجود او جلوه ای از ربوبیت خود را در عالم جریان می دهد .
یعنی با عمل به دستورات الهی و حاکم کردن خواست الهی بر خواست خود، شرایط برای رفع حجاب های ظلمانی و نورانی فراهم شده و استعدادهای فطری انسان که از سوی خدای متعال در وجود او ودیعه نهاده شده اند به ظهور می رسند و این چنین انسانی کار خدایی می کند.
اما نباید این کار را امری ساده و راحت پنداشت! چرا که قلب ملکوتی و مجرد آدمی که تمام حقیقتش به او قائم است، در هیچ آزمایشگاهی قابل اندازه گیری و آزمایش نیست ، و فرایند مقدس آماده سازی او برای وصول به لقاء الله ، آداب و شرایط و مراحل بسیار دقیق و مهمی دارد که نیاز مند تحصیل علوم مختلف و شرح و تفصیل و جهد علمی و عملی بسیاری است، که پیرامون آن کتاب ها و رساله های متعددی بر اساس تعالیم الهی ذیل تزکیه نفس نوشته شده است.
ای دوست از طولانی بودن راه لقاء الله مرنج و خسته مشو! هر چند راه طولانی باشد اما روزی به اتمام خواهد رسید، تنها کافی است راه بیافتی! اگر عمر اندکمان برای رسیدن به مقصد کافی نبود، خدای متعال از سر لطف رحمت خود ما را خواهد برد، اما تنها باید راه افتاد!
۱سوره تين ، آیه ۴و ۵
۲بحار الأنوار (ط - بيروت) ، ج 5۵۵ ص ۳۹
التماس دعا
https://chat.whatsapp.com/CohlFbaes8B9CIoIvFsqIN