چند خط نجوا با همه‌ی زندگیم... یا امام حسین (ع) شب اربعین است و 40 روز از شهادت مظلومانه شما گذشته است. شاید چهل روز برای منِ نادان کافی باشد تا درک کنم که وقتی همه ی دارو ندار خودتان را برای خدا می دادید تنها عشق به او بود که شما را مشتاق تر میکرد که همه چیز خود را برای او فدا کنید... غمی تمام وجودم را گرفته نه بخاطر جاماندن از زیارت اربعین بلکه برای جاماندن از صف یاران شما برای لحظه ای که هل من معین می گفتید و تمام عالم خفه بودند و پایی برای یاری شما قدم برنداشت... ما در جنگیم می دانیم اگر قدمی به عقب برداریم در لحظه ی بعد با سر بریده ولی الله طرف هستیم. با به اسارت رفتن ناموس اهل بیت طرف هستیم. می دانیم اگر شمشیر را برای مقابله با یزیدیان زمان تیز نکنیم باید برای بریدن رگ غیرتمان تیز کنیم. در دنیا سخت تر از این خبر به گوشم نرسیده که مادرم بین در و دیوار ماند. همان مادر شاهدی بر ذبح اکبر بود. اما چه سود که ما هنوز هم نشسته ایم و در خوشی هایمان شما را یادمان رفته. یا امام من در کربلا تشنه جان دادی در کربلا تنها جان دادی اما حرف من با خودم است آن جایی که با خود می‌گویم: «در کربلا کنار حسین غریب باش یعنی میان خیل یزیدان حبیب باش» نمی توانم به راحتی از کنار این ابیات بگذرم... شب اربعین است و دل ام تاب ندارد که نگویم هر چه دارم از توست، همه دار و ندارم از توست، حرم از توست، دل زار و نزارم از توست، و چه خواهم از کسی تا که همه دارو ندارم از توست و تویی بود و نبودم چون بود و نبودم از توست... السلام علیک یا مظلوم، یا اباعبدالله السلام علیکم و رحمه الله و برکاته @montazeran60