هدایت شده از مُنتظِرِمنتظَر
قسمت ششم ادامه مناظره امام صادق با طبیب هندی در مورد خدا طبیب که خود را از پاسخ ناتوان دید گفت : آیا جز این دلیل دیگری هم داریم؟ امام: آری بر اساس گفته تو باید هلیله بتواند طراح و سازنده خود باشد و باید بداند که چگونه خود را بسازد. بنابراین چرا خود را کوچک و ناتوان و ناقص ساخت؟ و چرا از شکستن امتنان می کند و مانع از خوردن خود نمی شود چرا خود را پست، قابل خوردن، تلخ،بی طراوت و خشک ساخت؟ طبیب : چون بیش از این قدرت نداشت و یا قدرت داشت ولی مایل بود خود را اینطور بسازد امام : بگو ببینم چه وقتی این هلیله خود را ساخته و به تدبیر وجود خود پرداخته آیا پیش از اینکه وجود پیدا کند یا پس از وجود پیدا کردن؟ اگر بگوییم پس از وجود پیدا کردن خود را آفریده که این سخن از روشن ترین محال هاست چگونه میشود هلیله موجود باشد و مصنوع سپس باز دوباره خود را بسازد؟ بنابراین نتیجه کلامت این می‌شود که هلیله دوبار وجود پیدا کرده باشد و اگر بگوییم پیش از وجود پیدا کردن خود را آفریده و تدبیر نموده بطلان این سخن نیازی به توضیح ندارد زیرا هلیله قبل از وجود چیزی نبوده تا بتواند خود را بوجود آورد تو چطور به من ایراد میگیری که می‌گویم چیزی که وجود داشته ( خدا) چیزهایی را که وجود نداشته اند به وجود آورده ولی به سخن خودت ایراد نمی گیری که می‌گویی: چیزی که نیست(هلیله قبل از وجود) چیزی را که وجود ندارد به وجود می‌آورد فکر کن ببین عقیده کدام یک به حق نزدیک‌تر است؟ طبیب: عقیده شما امام : بنابراین چه مانعی دارد که با من هم عقیده شوی؟ طبیب: ..... ادامه دارد.... کانال منتظِرِمنتَظَر @montazeremontazar59