«ای یزید! آیا تو فرمان داده ای که سر مقدّس امام حسین را در کنار دروازه ی شام روی نیزه قرار دهند و آویزان کنند؟» یزید که بر سرش تاج رنگارنگ سلطنت بود و بر سریر سلطنتی تکیه داده بود تا همسرش را در آن حال دید، برخاست و او را پوشانید. وقتی هند دید یزید او را پوشانید، با فریاد گفت: