روز اولی که با چادر به مدرسه رفتم، آن روز همه دوستان و نزدیکانم به من خندیدند و گفتند که جوگیر شدهای و یک ماه دیگر تو را میبینیم که خسته میشوی و میخواستند کاری کنند که من چادر را کنار بگذارم و به حالت قبلی برگردم؛ اما حرف آنها هیچ تأثیری در من نداشت؛ چون واقعاً رفقای شهیدم کمکم کردند و اگر آنها نبودند شاید همان اوایل جا میزدم و آن زمینه عهد بستن با امام زمان (عج) و خدا پیش نمیآمد.