هدایت شده از پایگاه شهید محسن فخری‌زاده | رشت
🇮🇷| 🔰پس کی نماز میخوانی؟ 🔹با قایق گشت می‌زدیم. چند روزی بود عراقی‌ها راه‌به‌راه کمین می‌زدند بهمان. 🔹 سر یک آبراه، قایق حسین پیچید رو‌به‌رویمان‌. ایستادیم و حال و احوال. پرسید: «چه خبر؟» گفتم: «چند روز بود قایق خراب شده بود. حالا که درست شده، مجبوریم صبح تا عصر گشت بزنیم. مراقب بچه‌ها باشیم. عصر که می‌شه، می‌پریم پایین، صبحونه و ناهار و شام رو یک‌جا می ‌خوریم.» 🔹پرسید: «پس کی نماز می‌خونی؟» گفتم: «همون عصری.» گفت: «بیخود.» بعد هم وادارمان کرد پیاده شویم. همان‌جا لب آب ایستادیم، نماز خواندیم. 📌 پایگاه مقاومت بسیج شهید محسن فخری‌زاده