🔻
غلاف کردن موقت ترامپ؛ بازی رسانهای یا واقعیت میدانی؟
اینکه ترامپ توییت میزنه و میگه «عملیات رو عقب انداختم چون منتظر دیپلماسیام یا شیوخ عرب واسطه شدن»، شوآف محضه. برخی تحلیلها میگن این یک «مکث تاکتیکی برای جابجایی مهرههاست»؛ اما این هم صرفاً یک ادعای رسانهایه و چندان قابل اتکا نیست؛ چون آمریکا در طول این ۷۰ روز گذشته، عملاً هیچ مانعی برای پشتیبانی لجستیکی و جابجایی نیرو نداشته که بخواد برای انجامش عقبنشینی تاکتیکی کنه.
واقعیت اینه که اصل سایه تهدید تکان نخورده، اما این وسط یک توهم بزرگ هم وجود داره: اینکه فکر کنیم ترامپ با این توییتها میتونه حواسِ ایران رو پرت کنه! نیروهای مسلح و نهادهای امنیتی ایران، فعال مجازی یا خبرنگار نیستن که اخبارِ جنگ و صلح رو از توییتر چک کنن. سیستم دفاعی و بدنه سیاسی کشور، امروز به یک «بلوغ و همگرایی کامل» رسیدن و این بازیهای روانی رو فوتِ آبند.
۱. واقعگرایی نظامی؛ رصدِ رگ به رگِ میدان، نه توییتر
آرایش دفاعی ایران بر اساس فیزیک و فکتهای زمختِ میدان شکل میگره، نه فرکانسهای رسانهای. ارتش و سپاه با دسترسیهای اطلاعاتی، تکتک تحرکات دشمن رو ثانیه به ثانیه زیر ذرهبین دارن:
تاکتیک دوری برای بقا:آمریکاییها ناوهاشون رو از خلیج فارس بردن عقب، سمت دریای عمان و اقیانوس هند. اونا میدونن در صورت جرقه اول، خلیج فارس با موشکها و پهپادهای ایران تبدیل به «کاسه خون» میشه. ناوها رو عقب بردن تا از برد شلیک مستقیم خارج بشن و فضای مانور داشته باشن.
بیدارباشِ رادارها: حجم پروازهای جاسوسی، سوخترسانها و پهپادهای آمریکایی در مرزهای غربی به شدت بالا رفته و اسرائیل هم چراغخاموش داره کمک لجستیکی میکنه. برای فرماندهِ میدان، مبنای ماشه، جابجاییِ فیزیکیِ تجهیزات دشمنه؛ نه اینکه ترامپ توی توییتر چه بلوفی میزنه. آمادگیِ ایران ساختاریه، نه یک هیجانِ ژورنالیستی.
۲. ترامپ پشت کدام واقعیتها گیر کرد؟
ترامپ عاشق ضربه زدنه، اما واقعیتهای میدان حسابکتابهاش رو به هم ریخت:
دکترینِ «ضربه پیشدستانه»: پنتاگون فهمیده که ایران اینبار منتظر نمیمونه اول ضربه رو بخوره. آمادهباش یگانهای موشکی و پهپادی در اعماق زمین به آمریکاییها فهماند که با اولین حماقت، قبل از اینکه هواپیماهاشون بلند بشن، پایگاههاشون توی منطقه روی هواست.
کابوسِ پنتاگون از شکست: تندروهایی مثل نتانیاهو یا هگزت (وزیر دفاع) میگن «بزن»، اما بدنه ارتش و دولت پنهان آمریکا ترمز رو کشیدن. شبیهسازیهای پنتاگون نشون داده هیچ سناریویی پیروزی تمیز و بیدردسر نمیاره و تهش بسته شدن تنگه هرمز و سقوط اقتصاد جهانیه.
وحشتِ شیوخ خلیج فارس:کشورهای عربی منطقه هنوز یادشون نرفته سال ۲۰۱۹ چطور تأسیسات آرامکو دود شد و آمریکا هیچ کاری نکرد. امارات و عربستان فهمیدهاند در صورت جنگ، خط مقدمِ نابودیان؛ برای همین پشت آمریکا رو خالی کردن.
۳. خطای «ادبیاتِ هشدار» در افکار عمومی
امروز همراستایی کامل بخش سیاسی کشور با هشدارهای نظامی، روزنهای برای دوقطبیسازیِ «جنگ و صلح» باقی نذاشته.
اما پمپاژِ مداومِ گزارهٔ «نظام حواست باشه فریب نخوری» در فضای مجازی، اتفاقاً بازی در زمینِ ترسآفرینیِ آمریکاست. این نوع ادبیات دو تا نتیجه مخربِ فوری داره:
۱. تعمیقِ ترس از جنگ: القای این حس باطل که سیستم ممکنه غافلگیر بشه.
۲. شوک به بازار: ایجاد بیثباتی اقتصادی و روانی در کفِ بازار که ابتداییترین پیامد این جوّ رسانهایه.
نظام نیازی به هشدارهای کانالهای تلگرامی نداره؛ چون مبنای تحلیلش اطلاعاتِ دستاولِ میدانیه، نه کلیکخوردن اخبار.
در کل تا وقتی آمریکاییها شروط سفت و سخت ایران رو روی کاغذ امضا نکنن، دیپلماسی شانسی نداره. وضعیت همان آمادهباشِ صددرصدی و دستان روی ماشه است. نباید اجازه داد بازیهای روانیِ واشنگتن یا تحلیلهای هیجانیِ داخلی، آرامش روانی و اقتصادی جامعه رو به هم بزنه. میدان کاملاً در کنترل است و چشمها بازه.
@mr_nofoozi