✳️ نمونه هاي از نقاط افتراق بين دو زيارتنامه عاشورا و اربعين
1) زيارتنامه عاشورا به سند معتبر از طريق عَلْقَمَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیُّ از امام باقر (ع) و زيارت اربعين از طريق صفوان جمّال از امام صادق (ع) نقل گرديده است؛
2) زياتنامه عاشورا همراه با 7 سلام به امام حسين (ع) در آغاز و 2 سلام در فرازهاي پاياني مي باشد؛ ولي زيارت اربعين همراه با 5 سلام در آغاز و دو سلام در فراز هاي مياني مي باشد؛
3) اگرچه قرائت زيارت عاشورا، در روز عاشورا از ارزش و ثواب بيشتري برخوردار مي باشد؛ ولي قرائت آن، زمان مند نيست؛ يعني در طول سال هم مي توان به قرائت آن پرداخت؛ اما استحباب قرائت زيارت اربعين مربوط به روز اربعين و ايام نزديك به آن مي باشد؛
4) در زيارت عاشورا، به اصل جنايات يزيديان و شدت مصائب وارده بر سالار شهيدان در روز عاشورا پرداخته شد؛ ولي در اين زيارت خبري از بيان اوصاف و شاخصه ها و ويژگيهاي اغتقادي و رفتاري اين از خدا بي خبران نيست؛ اما در زيارت اربعين در پرتو جملات «وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا، وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى، وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ، وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ، وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ،وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ» از 5 خصلت ناروا و شاخصه هاي منفي بنيادين آنان خبر داده شده است؛
✳️ بنيادي ترين خصلت و شاخصه منفي يزيديان در آينه زيارت اربعين
اگرچه در پرتو فرازهاي مذكور؛ از 5 خصلت منفي يزيديان و پيامدهاي برآمده از آنها خبر داده شد؛ اما با انجام تاملي مناسب در مفاد جملات مورد اشاره و دقت در وجه ارتباط بين آنها؛ به وضوح مي يابيم كه دنيا زدگي يزيديان، بنيادي ترين خصلت منفي آنان محسوب مي شود؛ و ساير خصلت ها و كاركردها، برآمده از آن و نتيجه آن محسوب مي شوند؛ همچنانكه در روايتي آمده است : ««وَ اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ فِتْنَهٍ بَدْؤُهَا حُبُّ الدُّنْیَا» (كليني، الکافی، ج2، ص135): «و بدان که آغاز هر فتنه دوستی دنیا است»؛
✳️ درنگي در جمله «وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ»
تعبير «وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ»، سخنان فراواني را در دل خود دارد؛ از جمله:
1) واژه «تَوَازَرَ» از ماده «وَازَرَ » و «وزير» مي باشد؛ و دلالت بر اين دارد كه در مقاتله و مقابله با امام حسين (ع)، احزاب و گروه هاي مختلفي به نصرت هم آمدند؛ و با يك هجمه مشتركي به سالار شهيدان و اصحابش حمله بردند؛
2) طيف هاي شركت كننده در حمايت از يزيديان عبارتند از: خوارجي ها، حزب اموي، منافقان و «مرتزقه» (يعني افراد غير عرب كه با گرفتن پول و تامين غذا به نفع يزيديان شمشير زدند)؛
3) در روز عاشورا، در سه نوبت حمله دسته جمعي صورت گرفت؛ بار اول و دوم به فرماندهي عمرو بن حجاج (كه فرماندهي جناح راست سپاه پسر سعد را عهده دار بود) و يك بار به فرماندهي شمر بن ذي الجوشن (كه عهده دار فرماندهي جناح چپ لشكر ابن سعد بوده است)؛
5) بر اساس نقل مورخان، حمله به خود ابي عبد الله الحسين(ع) هم، دسته جمعي صورت گرفت؛ يكي تير زد؛ ديگري نيزه پرتاپ نمود، و يكي سنگ زد و....؛ يكي سرش را بريد؛ يكي دست چپش را قطع نمود؛ يكي انگشترش را ربود و ديگري .... ؛
✳️ذكر مصيبت:
همه شنيده ايم وقتيكه جابر به كنار قبر ابي عبد الله الحسين (ع) رسيد؛ پس از انجام غسل و معطر نمودن خود و... آرام آرام به كنار قبر حضرت آمد، تا دستش به خاك قبر آن حضرت رسيد؛ و گفت «يا حسين» و از هوش رفت و....؛ بايد بگويم: جابر؛ تو دستت به خاك قبر امام حسين (ع) رسيد، غش كردي؛ ولي نه بدن زير سم اسبان رفته را ديده ايد؛ و نه بدن بي سر، و نه انگشتان بريده و نه ... و نه... و نه....؛ پس چه گذشت بر زينب كبري (س) آنگاه كه در گودی قتلگاه آمد و موانع را کنار زد و نمی دانم چه دید که با تعجب صدا زد: «انت اخی؟ أ أنت ابن والدتی»؟ دید بدن سر ندارد. یک عضو سالم در بدن نمانده است. نقل است سی صد جراحت بر این اندام وارد شده بود. غیر از اینکه این بدن زیر سم اسب ها رفته بود؛ حتی لباس کهنه را غارت کردند. سپس حضرت زینب(سلام الله علیها) روضه خواند. ابتدا برای اینکه گلایه از خدا نشده باشد، کفران و ناسپاسی نباشد، دست ها را زیر بدن برد. این بدن پاره پاره را روی دست گرفت و عرض کرد: خدایا این قلیل قربانی را از آل رسول بپذیر؛ سپس یک گفت وگو با رسول خدا دارد: «يا محمداه! صلى عليك ملائكة السماء هذا الحسين مرمل بالدماء مقطع الأعضاء و بناتك سبايا».[ اللهوف، سیدبن طاووس، ص130، المسلك الثاني في وصف حال القتال و...، ص85.]
(حوزه علمیه قم: سید حسین شفیعی دارابی/ روز شنبه 3 شهریور ۱۴۰۳ش_ 19 صفر ۱۴۴۶ق)
🏴
#بلاغ_مبین🏴
🇮🇷
@mrmazdei🇵🇸