. محمدعلی جعفری ولوجائی_ ۲۵ سال_ ۱۳۶۵ : ▫️خوش دارم گمنام باشم تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم .خدیا درد مقدم روحم از شدت درد میسوزد قلبم میجوشد، احساسم شعله میکشد و بند بند وجودم از شدت درد صیحه میزند تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش خدایا خسته ام، دلشکسته ام، نا امیدم. دیگر آرزویی ندارم احساس میکنم که این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و میخواهم فقط با خدای خود تنها باشم خدایا بسوی تو میآیم از عالم و عالمیان میگریزم تو مرا در جوار رحمت خود پناه ده.