💠 شعری از علّامه طباطبایی رحمة الله علیه
🔺دوش که غم پرده ما می درید
🔻خار غم اندر دل ما می خلید
🔺در برِ استاد خرد پیشه ام
🔻طرح نمودم غم و اندیشه ام
🔺کاو به کف آیینه تدبیر داشت
🔻بخت جوان و خرد پیر داشت
🔺پیر خرد پیشه و نورانی ام
🔻بُرد ز دل، رنگ پریشانی ام
🔺گفت که در زندگی آزاد باش
🔻هان گذران است جهان شاد باش
🔺رو به خودت نسبت هستی مده
🔻دل به چنین مستی و پستی مده
🔺ز آنچه نداری، ز چه افسرده ای
🔻وز غم و اندوه، دل آزرده ای
🔺گر ببرد ور بدهد دست اوست
🔻ور ببرد ور بنهد ملک اوست
🔺ور بکِشی ار بکُشی دیو غم
🔻کج نشود دست قضا را قلم
🔺آنچه خدا خواست همان می شود
🔻وآنچه دلت خواست نه آن می شود