شرح و تفسير راه نزديكتر! امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به نكته مهمى در مورد ترك گناه و مقايسه آن با توبه از گناه اشاره كرده مى فرمايد: «ترك گناه آسان تر از تقاضاى توبه است»; (تَرْكُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوبةِ ).
امام(عليه السلام) فرمود ترك گناه از تقاضاى توبه آسان تر است اين نكته دلايل زيادى دارد، زيرا از يك سو ممكن است انسان پس از ارتكاب گناه توفيق توبه نيابد و از دنيا برود به خصوص اگر توبه را به تأخير بيندازد آن گونه كه سيره بسيارى از غافلان است.
از سوى ديگر توبه شرايط زيادى دارد پشيمانى قطعى از گناه و تصميم بر ترك در آينده و پرداخت حق الناس و قضاى عبادات و پرداختن و كفاره اگر عملى است كه داراى قضا و كفاره بوده مانند ترك روزه واجب و جبران كردن خطاهاى گذشته با اعمال صالح آينده، زيرا در قرآن مجيد كرارا بعد از جمله «تابُوا» واژه «اَصْلَحُوا» ذكر شده است.
از همه اينها گذشته گناه رسوباتى در روح انسان از خود بجاى مى گذارد كه برطرف ساختن آن بسيار مشكل است و درست به اين مى ماند كه به كسى بگويند مراقب باش بدنت مجروح نشود و دست و پايت نشكند.
او بگويد مهم نيست اگر مجروح شد مداوا مى كنم و اگر شكست به شكسته بند مراجعه مى نمايم در حالى كه بعد از مداواى جراحات و جبران استخوان هاى شكسته آثارى از آن در ظاهر يا در باطن باقى مى ماند كه گاه تا آخر عمر همراه انسان است.
مرحوم علامه مجلسى در روضه بحارالانوار در حديث معروف «هشام بن حكم» از امام موسى بن جعفر(عليه السلام) جمله اى از حضرت مسيح نقل مى كند و آن جمله اين است: «بِحَقِّ أقُولُ لَكُمْ إنَّ مَنْ لَيْسَ عَلَيْهِ دَيْنٌ مِنَ النّاسِ أرْوَحُ وَأقَلُّ هَمّاً مِمَّنْ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَإنْ أحْسَنَ الْقَضاءَ وَكَذلِكَ مَنْ لَمْ يَعْمَلِ الْخَطيئَةِ أرْوَحُ هَمّاً (مِمَّنْ) عَمِلَ الْخَطيئَةَ وَإنْ أخْلَصَ التَّوْبَةَ وَأنابَ; به حق براى شما مى گويم.
كسى كه بدهى به مردم ندارد راحت تر و كم غصه تر است از كسى كه دينى بر ذمه اوست، هرچند مى تواند به خوبى آن را ادا كند.
همين گونه كسى كه گناهى نكرده راحت تر و كم اندوه تر است از كسى كه مرتكب گناهى شده، هرچند توبه خالصانه اى بعد از آن كند و به خدا باز گردد».
مرحوم كلينى در كافى و مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار داستان جالبى از عابدى از بنى اسرائيل نقل مى كند كه ذكر آن در اينجا بسيار مناسب است.
در اين حديث امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «مرد عابدى در بنى اسرائيل بود كه هرگز مرتكب خلافى در امور دنيا نشده بود (و گناهى نكرده بود) به گونه اى كه ابليس از دست او ناراحت شد و فرياد كشيد و لشكرش نزد او حاضر شدند.
ابليس گفت: چه كسى مى تواند براى من اين عابد را گمراه سازد؟ يكى از آنها گفت: من آماده ام.
ابليس گفت: از كدام راه به سراغ او مى روى؟ گفت: از ناحيه زنان (و شهوت جنسى كه بسيار نيرومند است).
ابليس گفت: كار تو نيست اين عابد مسائل مربوط به زنان را تجربه نكرده است.
ديگرى از شياطين گفت: من آمادگى داردم.
ابليس گفت: از كجا به سراغ او مى روى؟ گفت: به وسيله شراب و لذات.
ابليس گفت: كار تو نيست او علاقه اى به اين امور ندارد.
سومى گفت: من آماده ام (كه او را گمراه سازم).
ابليس گفت: از چه راه به سراغ او مى روى؟ گفت: از طريق كارهاى نيك (و عبادت!) ابليس پسنديد گفت: برو، اين كار از تو ساخته است.
او به صومعه عابد رفت و در برابر او ايستاد و مشغول نماز شد.
عابد از عبادت خسته مى شد و مى خوابيد و آن شيطان چشمش به خواب فرو نمى رفت، عابد استراحت مى كرد ولى شيطان استراحت نمى كرد.
عابد در حالى كه خود را در برابر او قاصر و عمل خود را كوچك مى ديد گفت: اى بنده خدا از چه راه اين همه قدرت و قوت بر نماز و عبادت پيدا كردى؟ شيطان جوابش را نداد.
بار دوم و بار سوم تكرار كرد.
شيطان در جواب او گفت: اى بنده خدا! گناهى از من سر زده و من از آن توبه كردم هر زمان كه گناه به خاطرم مى آيد قوتى بر نماز پيدا مى كنم.
عابد گفت: اگر چنين است گناهت را به من بگو تا من هم انجام دهم و توبه كنم و هرگاه چنين كردم (و گناه به خاطرم آمد) قوت بر نماز پيدا كنم.
شيطان به او گفت: به شهر مى روى (در محله بدنام) و سراغ فلان زن آلوده را مى گيرى دو درهم به او بده و مرتكب گناه شو.
عابد گفت: من دو درهم ندارم اصلاً نمى دانم دو درهم چيست.
شيطان دو درهم از زير پاى خود در آورد و به او داد.
مرد عابد (ساده لوح) با همان لباس عبادت وارد شهر شد و سراغ منزل آن زن آلوده را گرفت.
مردم او را راهنمايى كردند و تصورشان اين بود كه آمده است او را موعظه كند تا دست از كار زشت بر دارد.
فرد عابد هنگامى كه به سراغ آن زن آمد دو درهم را نزد او افكند و گفت: برخيز! برخاست و به داخل منزلش شد و به عابد گفت: داخل شو.
آن گاه زن آلوده گفت: تو با وضع و هيئتى به سراغ من آمده اى كه هيچ كس به اين صورت به