#خاطرات جشن تکلیف در بیت آقا 🌱۵
🔸پشت ستون تنومند ساختمان که با پارچه رنگی آذین شده بود، دختری با روسری و چادر و ماسک تماما سفید پشت به جایگاه ایستاده؛
جلو رفتم: «جانماز نداری خاله؟»
شوک زده خندید: «من از تیم انتظامات هستم!»
سر چرخاندم؛ پشت هر ستون خانومی با چادر رنگی خلاف جهت مهمانان ایستاده بود و اوضاع را زیر نظر داشت.
تمام تیم انتظامات که میانه صفوف مستقر بودند چادر رنگی به سر داشتند. فرشته ها با خودشان رنگ آورده بودند.
🔸اکثر میهمانان مستقر شدند.
دست های ظریف دخترانه به آسمان حسینیه نزدیک تر می شود و دعای فرج می خواند.
ادامه دارد...
@najafpoormh
🌼〰〰〰〰🌼