💌شما
بسم الله الرحمن الرحیم
از: مهدیهی نادم و پشیمان
به: شیعیان منتظر
آه از این همه غربت و مظلومیت
شنیدم هزار و صد سال پیش از علی بن محمد سمری نائب امام زمان علیهالسلام پرسیدند: آخرین باری که مولایت را دیدی چگونه بود؟ فرمود: دیدم مولایم را در مستجار کعبه دستش را گرفته به پرده زار زار گریه میکند، میگوید: خدایا فرجم را برسان.
نمیدونم گرفتی چی میگم !؟ هزار و صد سال پیش امام زار میزدن و میگفتن فرجم رو برسون.
بس نیست؟ هر روز و شب گریه کنن صباحا و مساء
بس نیست؟ میرن کربلا هر بار براشون گودی قتلگاه مشاهده میشه و خون گریه میکنن.
می دونی که نام زینب سلاماللهعلیها رو جلوی او ببرن از خوراک میفته، به خاطر مصائب ایشون.
اینهمه غربت، اینهمه بیکسی...
به خودمون رحم کنیم.
بسمون نیست؟ اینهمه تاریکی؟! اینهمه ظلمت؟!
خودشون فرمودند: اگر شیعیانم به قدر لیوان آبی تشنهی ما بودند در ظهور ما تأخیر نمیافتاد.
تا کی اصرار بر گناهان؟
خدایا به خاطر ما گنهکاران سیاه روی نه
به خاطر مهدیات بندهی مضطر و آوارهات
بندهی فرید و غریب و طریدت
خدایا به خاطر دوازده قرن انتظاری که به پای ما از جان گذشت تا ما بندهی تو شویم،
ظهورش را برسان.
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
#نامه_خاص
#دلگویه_با_منتظران
🆔
@parvanehaye_ashegh