اولین خواستگاری که برام اومده بود طلبه بود
وسط صحبتا ایشون هی میخندید حس میکردم داره به حرفای من میخنده دیگه حسابی داشت بم برمیخورد
بعد از مراسم متوجه شدم برادرای کوچیکم رفته بودن زیر میز ناهارخوری که خواستگارمو دید بزنن این بنده خدا هم دیده بود اونا رو و به اونا میخندید😂😂😂😂😂
کانال خاطرات سمّی خواستگاری
🙊🙊🙊🙊
@khastegarybazi