تشنگی ، بود ولی از طرف رود فرات
رفت سقّا برساند به لب آب ، حیات
خوش به حال دل دریا که ابالفضل دو دست
برد در آب و نمود از لب او دفع ممات
چشم او بسته شد از بوسه تیر اما گفت
چشم من باد به قربان قتیل العبرات
#
وسط هلهله ها سمت حرم بازنگرد
ای که رفتی ز حرم گرم سلام و صلوات
دل من آب شد ای حضرت سقا تو بخواه
من نم مشک تو باشم ، چه خوش است این درجات
#محسن_ناصحی