🌷 « شهادت» گمشده زندگی حاجی بود. او عاشق شهادت بود. اگر جایی می‌نشست و با کسی صحبت می‌کرد، با خاطری آزرده می‌گفت: « نمی‌دانم چرا هنوز افتخار شهادت نصیبم نشده! اگر به جبهه آمدم، امید داشتم. دلم می‌خواهد با شهادت، پیش بسیجی‌ها روسفید باشم و در برابر امام شرمنده نباشم.» چنان از صمیم دل سخن می‌گفت که گاه بغض آزارش می‌داد و نمی‌توانست ادامه دهد. یک‌بار گفت: «دعا کن من بروم.» گفتم خسته شدی؟ گفت: «وقتی خانه شهدا می‌رویم، شرمنده-ام. چه بگوییم؟ مگر خانه رضی نبودی.» یادم افتاد وقتی به خانه شهیدان رضی رفتیم. از در خانه رفتیم داخل، پدرشان گفت: «چرا یکی‌شان را نگذاشتی برای ما کپسول گاز بگیرد؟» هم حاج‌اکبر نوری بود و احمد. فردایش -یا دو روز بعد- خبر شهادت احمد را دادند. 📖«آخر رفاقت» به‌قلم: مرتضی احمر خاطرات سردار شهید حاج احمد کریمی ✅ مشاهده و خرید کتاب https://manvaketab.com/book/372725/ 🌷 سالروز شهادت شهید حاج احمد کریمی 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1