✅گل بودم و به فصل جوانی خزان شدم
✅پژمرده از فراق رخ باغبان شدم
✅پشتم خمیده بود ز بار غم فراق
✅اما نوید مرگ شنیدم جوان شدم
این صدای تو میترسونه روضه خونو.
ولی این شَبا شبشه
🔷دستم پِی حمایت حقِّ علی، شکست
حرف مادر اینه...
نه بعدیه...
☘دستم پِی حمایت حق علی، شکست
☘چون یافتم سلامت او شادمان شدم
یه بار نگفت پهلوم...
یه بار نگفت بازوم..
همون بین در و دیوار میگفت
فضه فقط بگو علی رو کجا بردن...
☘دستم پی حمایت حق علی شکست
☘چون یافتم سلامت او شادمان شدم
☘تا حفظ جان شوهر مظلوم خود کنم
با پهلوی شکسته جانب مسجد روان شدم
سلمان میگه یوقت دیدم آقا با چشماش اشاره میکنه...
سلمان جلوی در و نگاه کن..
دیدم خانوم دستاش و رو سرش گذاشته..
اگه شمشیر و از سر علی برندارید، میرم کنار قبر بابام نفرینتون میکنم..
دیدم علی داره اشاره میکنه...
یعنی چی؟؟
یعنی سلمان نکنه بزاری دست به دعا بلند کنه خانوم...
ای وای ای وای.دل بده..
✳️تا حفظ جان شوهر مظلوم خود کنم
✳️با پهلوی شکسته جانب مسجد روان شدم
🔅نگذاشتم خراش رسد بر رخ علی
خانوم جان…
رفتی جلو مسجد خراش به رخ علی نرسه
من قربون اون خواهری برم، اومد بالا تل زینبیه...
صدازد داداش...
ای وای ای وای..
◀️چگونه شمر سرت راشکست من دیدم
◀️به روی سینه ی پاکت نشست من دیدم
🟢چگونه پیکر تو مورد تهاجم شد
🟢ز دست و پا زدنت دست و پای من گم شد
حرف آخرم...
🔲هر آنچه داد زدم
🔲که دگر رسیدم من
🔲به خنده داد جوابم
🔲دگر بُریدم من
#ای_غریب_آقام#ای_غریب_آقام#ای_غریب_آقام
♦️تشنه ای در گودیه گودال رفت
♦️آنقدر سنگش زدن، از حال رفت
♦️آیه های عاشقی تفسیر شد
♦️حنجری با خنجری درگیر شد
داداش من
دیده ای در پیش چشم خواهری
قاتلی و حنجری و خنجری
ای وای…
#حسسیییییین
😭لشکری رو به یک بدن کردن
😭نوبتی نیت زدن کردن
😭نیزه ها ذکر بر لبت دیدن
😭فکر بوسیدن دهن کردن
ای #حسیییییییین
✍️#خادمه_شهیده
التماس دعای فرج🤲🏻