متن روضه مجمع الذاکرین(ع):
#مناجات_فاطمی_امام_زمان_عج
مانند یک ابر بهاری یابن الزهرا
حال و هوای گریه داری یابن الزهرا
این روزها خیلی دلت را غم گرفته
دلخسته از این روزگاری یابن الزهرا
با واژه ی «مادر» شود آهت کشیده
در لا به لای اشک و زاری یابن الزهرا
ای وای مادر های تو می گوید آقا
خیلی برایش بی قراری یابن الزهرا
آقا مگر من مرده ام که مثل حیدر
سر را به زانو می گذاری یابن الزهرا
آقا! تنم، جانم، همه چیزم فدایت
آماده ام بر جان نثاری یابن الزهرا
گریه مکن که طفل اشک بی قرارم
با گریه ات گردیده جاری یابن الزهرا
جز اشک دیده مرهم دیگر ندارم
با عرض پوزش از «نداری» یابن الزهرا
از این که هستم دوستدار مادر تو
حتماً مرا تو دوست داری یابن الزهرا
تا این که باشم زائر قامت خمیده
دنبال یک سنگ مزاری یابن الزهرا
«زهرا» به «زهراها» شده تبدیل... یعنی :
در کوچه شد آیینه کاری یابن الزهرا
محمد فردوسی
#مناجات_فاطمی_امام_زمان_عج
به لحظه ای که در آن شعله ها نوا کرده
برای آمدنت مادرت دعا کرده
برای اینکه بگیری تو انتقامش را
میان نافله هایش چه ناله ها کرده
اگر که شیعه شدیم اعتقاد ما این است
به یمن توست به ما هم گر اعتنا کرده
تو گفته ای که بود الگوی تو مادر تو
همان که شیر خدا بر وی اقتدا کرده
هزار سال گذشته هنوز عزاداری
تمام عمر تو را غصه اش عزا کرده
شنیده ام که بدست شماست پیرهنش
نگه به پیرهنش بادلت چها کرده
برای زخم کبودش بیار دارویی
همان که بهر ظهورت خدا خدا کرده
#جواد_حیدری
ای صاحب جان و دل ما ! کی میائی؟
چشم و چراغ منزل ما! کی میائی؟
" ما از دعای بی اجابت، شرمساریم"
خالیست دستِ سائِلِ ما، کی میائی؟
حَلّ معمّای ظهورت ، کار ما نیست
ای راه حَلّ مشکل ما ! کی میائی؟
تا کمتر و کمتر شود، پایان بیابد:
درهای حَدّ فاصِلِ ما، کی میائی؟
شیطان، حجاب آورده بین عبد و مولا
تا رفع گردد حائل ما، کی میائی؟
فریاد چشمم گشته : شورِ " اَینَ هادِم؟..."
یاغیست! خَصمِ باطِلِ ما ، کی میائی؟
بردی دل از خوبان خود، ما بی نصیبیم
پوسید مولا جان ! دل ما، کی میائی؟
قابل شدن بر یک نگاهت، کار سختی است
بر دیده ی ناقابل ما کی میائی؟
" در انتظارت، جمله در کِشتی نِشستیم..."
تارُخ نماید: ساحِلِ ما، کی میائی؟
یکبار دیگر سینه ام شد کربلائی
ای آرزوی مَحفِلِ ما! کی میائی؟...