@MAHMOUDKARIMMI_SHAB_3_FATEMIEH.mp3
17.06M
مادر مگه چند سالته آرزوی مردن زمینه | حاج_محمود_کریمی دعام اینه که خوبِ خوب بشی دوباره خونمون و شاد کنی باید بمونی تا یه روز بیاد داداش حسنم و دوماد کنی خونه بی تو/ بی روحه بی تو شب ها/ تاریکه از نگاهت/ معلومه وقت رفتن نزدیکه مادر، مگه چند سالته آرزوی مردن نکن زخم در، رو پر و بالته، فکر پر کشیدن نکن پیچیده تو تموم شهرمون حکایتِ تو و شهامتت ولی حالا که توی بستری کسی نیومدی عیادتت تا چشات و/ میبندی بابا انگار/ میمیره انتقامِ/ اشکات و مهدی یه روز میگیره مادر، مگه چی دیدی که، اینجوری زمین گیر شدی صورتت، چه پریشون شده، یک شبه چقدر پیر شدی داداش حسنم و ببین تو خواب که حرفای عجیبی میزنه مگه چی دیده توی کوچه ها با ما داره غریبی میکنه نیمه بازِ/ چشم تو نیمه شب ها/ بیداری سرد خونه/ اما تو مثله آتیش تب داری مادر، چرا مونده هنوز خاک کوچه رو چادرت خونمون تو سکوته ولی، گریه میکنه دخترت