بنام خدا مدح و منقبت مولا علی ع و ایما و اشاره به شب بسیار تلخ و دردناک و.... "" "" "" " علی آیینهٔ عدل و عدالت/علی سرچشمهٔ جود و سخاوت علی گل واژهٔ اشعار توحید/علی در آسمان عشق خورشید علی روشنگر راه هدایت/علی مرد جهاد و استقامت علی الگوی صبر و بردباری/علی روح و روان جان نثاری علی یعنی یم پرموج غیرت/علی یعنی جوانمردی شهامت چوگفتم یاعلی طبعم روان شد/دوباره مرغ طبعم نغمه خوان شد زلطف شیر یزدان پرگشودم/سرود دیگری را من سرودم نوشتم ازشب تاراج احساس/شب پژمردن باغ گل یاس شبی که لاله گون شد عرش داور/شبی که بر سر آمد صبر حیدر شبی که شهر یثرب زیر وبر شد/شبی که قلب حیدر پر شرر شد چه گویم زآن شب پردردوپرغم/ندیده چون شبی را چشم عالم شکستند شیشهٔ عمرعلی را/نشاندنددر عزا آل نبی را زدند سیلی به روی ماه زهرا/بنالید آسمان از آه زهرا نمیدانم چه شد آن لحظه آن دم/گمانم قامت عالم بشد خم در آن شب آسمانها تیره تر شد/علی ز آن شب دگر بی بال و پر شد حسن برلوح دل زخم دگر داشت/ز حال او فقط خالق خبر داشت حسین هرلحظه هردم ناله می کرد/مثال ابر باران گریه می کرد چه گویم از دل پر سوز زینب/ز آه هر شب و هر روز زینب به در زل می زد و می گفت بابا/زدندبر مادرم سیلی در آنجا پدر جان گلشن عمرم خزان شد/پدر جان مادر آنجا نیمه جان شد پدرجان پاره شد پهلوی مادر/پدر‌‌ ماند مادر آنجا پشت آن در شد آنجا سیل خون جاری پدرجان/کنم از این محن زاری پدر جان تو هم فاخر کن افغان و زاری/ز دیده کن سرشک خویش جاری بگو یارب به من لطف و عطا کن/خداوندا مرا حاجت روا کن براتم ده خدایا جان بگیرم/برای درد خود درمان بگیرم بکن یارب به من لطف وعنایت/بده برمن خدا فیض زیارت سفر کن بر مدینه شهر غمها/برای فاطمه کن گریه آنجا مسلم فاخر