۲
(امام جواد ع)
سبط پیغمبر مختار جواد ابن الرضا
وارث حیدر کرار جواد ابن الرضا
یا جواد ابن الرضا
نور چشمان رضا
آن امامی که بُدی مظهر الطاف خدا
سرو باغ علی و نور دل خیر النسا
صاحب صبر حسن وارث شاه شهدا
شیعه را سید و سالار جواد ابن الرضا
چون رضا گشت شهید از یَدِ مأمون لعین
خونجگر شد تقی آن مظهر خلّاق مبین
گشت از داغ پدر بی کس و بی یار و معین
شد به اندوه گرفتار جواد ابن الرضا
ابن الرضا محمد-یعنی جواد امجد
بود از ماتم بابش به غم و غصه دچار
از غم بی پدری بود به احوال فگار
که شد از همسر مِیشوم دلش پر ز شرار
بودش از زهر به دل نار جواد ابن الرضا
با همان حال ورا از ستم آن دشمن دین
جای در حجره ی تاریک بداد از ره کین
تا کسی نشنود از حجره ی او صوت حزین
تشنه باشد به دل زار جواد ابن الرضا
اندر آن حجره ی در بسته بُد آن سبط رسول
آب می کرد طلب با لب عطشان و ملول
عاقبت آب نداد آن زن مردود جهول
بر جگرگوشه ی اطهار جواد ابن الرضا
از جفا و ستم خصم ستمکار پلید
گشت از زهر جفا آن شه مظلوم شهید
داد جان تشنه جگر کام ز ایام ندید
رفت ناکام از این دار جواد ابن الرضا
بعد رحلت بدن اطهر آن فخر انام
بنهادند سه روز و سه شبش بر روی بام
بلکه مرغان هوا سایه فکن بود مدام
بر تن و بر گل رخسار جواد ابن الرضا
بعد از آن مدت معدود همان پیکر پاک
بِفِکند از زِبَر بام تنش بر روی خاک
چون حسین جد غریبش به تن بی سر و چاک
نَبُدَش مونس و غمخوار جواد ابن الرضا
مسموم ابن الرضا شد-مغموم ابن الرضا شد
شیعیان چون خبر از آن غم جانکاه شدند
از جفایی که بر او رفت چو آگاه شدند
جمع گرد بدن او به دو صد آه شدند
می سرودند به گفتار جواد ابن الرضا
بدن محترم ابن الرضا با غم و آه
در کنار تن موسی به دو صد عزت و جاه
آن حریمی که به فردوس برین دارد راه
دفن شد آن شه ابرار جواد ابن الرضا
یا جواد ای که بدارند همه محترمت
دست این جمع و جوادی است به لطف و کرمت
عاشقان را بطلب داخل صحن و حرمت
حرمت قبله ی زوار جواد ابن الرضا
زمینه:راسته
#حیدر_جوادی
#امام_جواد_ع