زمزمه، زمینه شب اول (مسلم ابن عقیل)
تو شهر کو،فه بی حبیبم
بعد از نماز، دیدم غریبم
سفیرِ حضرت حسینم..
ولی شده، بلا نصیبم
از روی دار، میگم بهت با این نوا
پسر عمو، به سوی کوفیا نیا..
نقشه دارن، سر تو رو کنند جدا
وای حسین
وای حسین، کوفه نیا کوفه نیا..
خودم دیدم، سه شعبه دارن
منتظره، یه شیرُ خوارن
رباب میشه، اینجا پریشون
غم به رویه، دلش می کارن
اگر میای، علیِ اصغر و نیار
یا لااقل، رقیه تو تنها نذار
که زجر و حرمله دارن قصد شکار
وای حسین
وای حسین، کوفه نیا کوفه نیا..
چی بگم از، سنگای کوفه
از نگاهه، مردای کوفه
من که یه مَردَم ولی زینب
غم می بینه، هر جای کوفه
یه روز میاد، تو کوفه زینب اسیره
رو نیزه ها، سر تو هم داره میره
سنگ میزنن، به تو وُ زینب میمیره
وای حسین
وای حسین، کوفه نیا کوفه نیا..
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
#حضرت_مسلم_ع
#زمزمه_محرم
#زمینه_محرم
#شب_اول