┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ 🏞 💢 بوی خوشِ پدر ✳️ شب بود، خرابه هم تاریک بود... وقتی روبند را کنار زد، عقب عقب رفت... این سر نه قابل شناسایی بود، و نه باورکردنی…! ولی گویا بوی پدر را استشمام کرد... «اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَهً طَیّبَهً» جلو آمد... با آن دست‌های کوچکِ آسیب دیده به صورتِ بابا کشید گله کرد:... 🔸 «مَنْ الَّذي أَیتَمَني علی صِغَر سِنّي»... @negahebeheshti