بارها دیده شده است که بدلیل حضور دو یا چند رقیب سرسخت وقدرتمند در داخل حزب، انتخابات مقدماتی با جنگ ویرانگری داخلی همراه شده و همین مسئله قدرت حزب رادرمقابل رقیب کاهش داده است. بعلاوه از آن آنجا که به هیچ عنوان انضباط حزبی در احزاب ایالات متحده حاکم نیست، بارها اعضاء بدلیل همین خصومتها، در انتخابات عمومی به نامزد حزب رقیب رای دادهاند. از این رو پیش بینی نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا تا چند هفته قبل از برگزاری آن تقریباً غیر ممکن است. بعلاوه، در صورت ناکامی رهبران ایالتی دریافتن راه حل مشکلات، چه بسا این اختلافات حتی تا پایان دوره ریاست جمهوری باقی بماند و نمایندگان احزاب ایالتی در ائتلاف با حزب رقیب، علیه برنامههای رئیس جمهور عمل نمایند.
هر یک از نامزدها باید در انتخابات مقدماتی که در تمام ایالتها برگزار میشود، به پیروزی دست یابند و رقبای خود را از صحنه خارج کنند. آنان در این مسیر طولانی بیش از هر عاملی به توان مالی نیاز دارند تا بتوانند هزینههای تبلیغاتی پرخرج را در ۵۰ ایالت پرداخت نمایند. در این میان، کسب حمایت گروههای ذی نفوذ و محافل مالی–اقتصادی از اهمیت شایان توجهی برخوردار است.بر اساس محاسبات پیچیده در داخل احزاب، از میان نامزدهای متعدد، فردی قادر خواهد بود با پشت سر گذاشتن رقبا به عنوان نامزد رسمی حزب معرفی شود که بیشترین آراء هیاتهای مذاکره کننده حزب را بدست آورد. به عنوان مثال هنگامی که بیل کلینتون فرماندار آرکانزاس در جریان انتخابات مقدماتی در سال ۱۹۹۱ توانست ۱۹۸ رای هیات الکترال را در ۵ ایالت کسب کند و در صدر فهرست نامزدهای حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا بنشیند، به عنوان نامزد اصلی مطرح شد. بلافاصله پس از کسب این تعداد آراء، دوتن از رقبای حزبی وی که نتوانسته بودند به اندازه کلینتون پول خرج کنند و حمایت اعضاء را جلب نمایند، از دور انتخابات مقدماتی کنار کشیدند.
در این میان انتخاب معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از طرف هر یک از نامزدها اهمیت خاصی دارد و میتواند تاثیر مهمی بر میزان آراء نامزدها بر جای بگذارد. عمدتاُ نامزد معاون رئیس جمهور از منطقهای به جز منطقه نامزد رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا انتخاب میشود تا از این طریق امکان جلب آراء بخش دیگری از کشور فراهم شود.
🏴
#شهید_القدس
@entekhabatqods