نخسا(نیروهای خودجوش سرزمین های اسلامی)
💢اختصاصی نخسا ◾️اساس ملّت نظام سیاسی ایران عامدانه «اساس» نظم خود را فراموش کرده است. شکاف میان شر
◾️اساس ملّت - بخش دوم چپ و راست در ایران ملّت را در معنای جدید می‌پذیرند. راست ایران‌شهری «ایران» را یک امر ذاتی در طول تاریخ می‌داند، چپ ملّی‌گرا نیز «ایران» به‌عنوان یک «برساخت» متشکل از قانون و نهادها را به رسمیت می‌شناسد. ملّی‌گرای راست ملّت ایرانی را ماتقدم می‌داند که در طول تاریخ «بوده» است؛ چپ ملّی‌گرا می‌گوید ایرانی‌ها ملّت «شده‌اند». منشأ هردوی اینان به تفکرات هگل و تقابل هگلیان جوان و هگلیان راست برمی‌گردد. هگل محصول سکولاریزاسیون است. چپ و راست هم محصول لگدمال کردن امر الهی‌ست. راست‌ها امر الهی سکولارشده را به «روح ملّی» و این دست تُرهات تبدیل کردند؛ چپ‌ها نیز «مردم» را تا مرتبۀ الوهیت بالا بُردند. تأکید بر اندیشۀ تاریخی‌ و «حافظۀ تاریخی» یا شماتت‌کردن دیگری به دلیل عدم حافظۀ تاریخی نیز ریشه در تفکرات هگلی و پساهگلی دارند. عدم وجود تاریخ‌های روایی به سبک کُتُب امروزی به این دلیل بود که پدران ما تاریخ را جولان‌گاه اتفاقات کور و بی‌هدف می‌دیدند، نه یک روایت خطی. تاریخ انسان پیشامدرن الهیاتی بود نه زمینی. هر اتفاقی مبتنی بر روایت عمودی الهیاتی سنجیده می‌شد، نه روایت افق تاریخی. انقلاب اسلامی ایران به سبب تأثیر از اندیشه چپ و راست که با اسلام‌گرایی ممزوج شده بود به لحاظ تئوریک دچار بُحران شد. حضور این مفاهیم از طریق مشروطه‌چی‌ها تا امروز گریبانگیر ما شده است. به‌عنوان نمونه تقدیس «مردم» متشکل از تمام افراد کشور در ادبیات سیاستمداران و پیش‌فرض مفهوم «ایران» به‌عنوان یک دولت-ملت نوین بر اساس امر حقوقی یا روح ملّی ما را دچار معضل کرده است. سخنانی همچون «مردم خودشان باید با انتخاب آگاهی پیدا کنند» یا «ملت ایرانی با سابقه دو هزار و پانصد سال تاریخ» تنها زمینه برای حل شدن در نظم جهانی‌سازی‌شده را فراهم آورده است. تاکید بر مشارکت مردمی و توهم روح ملّی نیز به بحران امنیتی منجر شده است، زیرا بنیان این مفاهیم پوشالی و اعتباری است. نهادهای سیاسی برای رفع این تناقض دست به ‌‌دامان «مصلحت» می‌شوند اما هیچ‌گاه به اصل تناقض نمی‌پردازند. 🔴 (ضِد اِستِکبار)👇 @nekhsa_ir