بررسی فیلم «خون به پا خواهد شد 🌾 فیلم در سال 2007 میلادی، (1386) شمسی است. این فیلم در زمان اشغال عراق توسط امریکا ساخته شده است. (امریکا در سال 2003 به عراق حمله کرد و تا سال 2011 انجا را در اشغال خود داشت.) داستان فیلم مربوط به مردی است که از اکتشاف نقره به تنهایی شروع میکند و سرانجام با تاسیس شرکت و استخراج نفت به ثروت می¬رسد. 🌾 قهرمان فیلم به نام «دنیل» نماد حاکمیت و نظام آمریکا است. او نماد «زرنگی»، «تلاش»، «امید»، «جدیت» و از همه مهمتر استفاده از هر چیزی برای رسیدن به «منافع خودش» و حذف رقبا است. حتی گرفتن سرپرستی پسر کارگری که در شرکت او به خاطر حادثه ای کشته شد هم نه از روی «خانواده دوستی» او همان گونه که خودش ادعا می¬کند بلکه به خاطر آن است که از وجود این «پسر» برای پیشبرد منافع خودش استفاده کند با این حال او به «دروغ» بارها و بارها خود را اهل «خانواده» نمایش می¬دهد همان طور که بارها «به دروغ» ادعاهای دیگری را نیز برای رسیدن به منافعش مطرح می¬کند مثلا برای تضعیف کودک و حفظ تسلط بر او از «مشروبات الکلی» در شیر کودک چندماهه استفاده میکند و اینکار را در کودکی هم به مراتب بدتر و به میزان بیشتر تکرار میکند یا به محض پیدا کردن برادرش هنری «پسرخوانده» را به شهر دیگری میفرستد و به محض آنکه میفهمد هنری دروغ گفته او را میکشد و چون باز نیاز به «پسرخوانده» دارد او را برمیگرداند دقیقا مانند کارکرد سنگ استنجا. 🌾 «دنیل» همه را تحقیر میکند تا بتواند قدرت خود را بر آنها دیکته کند حتی نمایندگان استارت اویل که مبادی اداب و پولدارند و قدرتهایی هم دارند از تحقیر او در امان نیستند این تحقیر در مورد بقیه که صاحب قدرت و پول نیستند به «چپاول» می¬کشد مانند تحقیر و تحمیق مردمی که زمینهای آنها را به بهایی بسیار کمتر از ارزش اصلی می¬خرد. 🌾 «دنیل» دورو هم هست و هر جا منافعش ایجاب کند حرفها و کارهایی انجام میدهد که واقعا به آن معتقد نیست مثلا تعطیل کردن کار به خاطر کشته شدن یک کارگر برای نصف روز که به خاطر حفظ تسلط او بر بقیه کارگران است و نه همدردی و ناراحتی واقعی یا توبه او در کلیسا و تحمل صحنه سازی مشمئز کننده و عقده¬گشایی ایلای برای رسیدن به خط لوله نمونه های دیگری از نفاق و دورویی دنیلند. 🌾 دنیل برای رسیدن به منافعش «وعده» میدهد. با این که بارها اذعان میکند «سخنرانی» بلد نیست اما بسیار خوب صحبت می¬کند و با وعده های شیرین از جمله «خانواده دوستی» ، « آموزش» و «خیرخواهی» و ... هدف خود را دنبال می¬کند و از این وعده ها فقط آنهایی را انجام می¬دهد که برای رسیدن به «شرکتش» لازم است مثل «راه سازی» یا «مشارکت در ساخت کلیسا». 🌾 کلیسا در این فیلم نماد «دین» است دینی که به شدت خرافی و پر از دروغ و حیله و خودخواهی معرفی میشود اما با این همه در «اقتصادش» وابسته به «دنیل» است و سرانجام دنیل با استفاده از همین وابستگی اقتصادی موفق میشود بر این مذهب متعفن پیرور شود. نکته جالب ماجرا هم اینجا است که اخرین و مهمترین دشمن دنیل همین مذهب است که با کشته شدن «ایلای» به دست دنیل او در اوج قدرت «کارش تمام میشود»(از آخرین جمله های منتسب به عیسی مسیح) 🌾 «دنیل» به هیچ چیز وابسته نیست اما همه به او وابسته اند. حتی وقتی تنها فرزندش یا به واقع فرزندخوانده اش ازدواج میکند و میخواهد مستقل باشد با عکس العمل شدید دنیل مواجه میشود و باز هم به دروغ متهم به «حرام زادگی» میشود اما دنیل از جدایی این فرزند خوانده به هیچ عنوان حتی ناراحت نمی¬شود و ضربه ای نمی¬خورد. 🌾 او همان طور که در جوانی می¬خوابید در پیری که خیلی هم البته پیر نشده است در خانه مجللش می-خوابد و ویسکی و استیکش را می¬خورد. در صحنه های اخر فیلم، او در اوج قدرت است و اماده برای درگیری نهایی با ایلای.(که شاید نام ایلای هم که نزدیک به ایران است بی جهت انتخاب نشده باشد). او در درگیری با ایلای هم خود را به واقع «پیامبر» و «وحی سوم» میداند و بعد از کشتن ایلای اخرین جمله مسیح را میگوید. 🌾 به هر حال دنیل نماد نفع پرستی در چارچوب دنیا است همه آرمانی که فیلم مطرح میکند از تلاش و جدیت و سرسختی و امید و تشنگی برای موفقیت در همین چارچوب است به همین خاطر «حقیر» است. این فیلم از این جنبه کاملا ضد دین است و اگر چه در صحنه های مختلفی نماد دین را به شدت میکوبد اما به نظر میرسد مشکل اصلی فیلم همین محدودیت در «معنای حیوانی» است. فیلم تا خرخره در دنیا «غرق» شده است و به آن افتخار میکند و اساسا به همین حقارت افتخار هم میکند. (در صحنه آخر که دنیل خود را وحی سوم می خواند.)