🥀🍂 تارا دختری که بخاطر جاه طلبی های ناپدریش وپسرعمه اش و همچنین خیانت برادرش با پاپوش ازعشقش جدامیشه وطی حادثه ای حافظه‌اش رو ازدست میده... 😈🔞🔞 برای فراراز مشکلاتی که بعدازاین اتفاق بوجود میاد پنهانی به دبی میره اما اونجا توسط آدم فروش ها به عنوان برده به شوهرش فروخته میشه اما اون نمیدونه و این باعث میشه...... ❌محدودیت سنی دارد ❌ 🔞بچه نچه نیاد😈👇 https://eitaa.com/joinchat/283967506C7fc74cfd2b ❌برای خواندن این رمان واردکانال شوید👆🏻