نفوس مطمئنه
#معرفی_شهید 🌷 روحاني شهيد علي #عجم_زيبد ☀️ تولد: ۱۵ فروردين ۱۳۴۴ 🥀 شهادت: ۲۳ ديماه ۱۳۶۵ 🔸 سمت: ب
🥀 روحانی شهید علی عجم زیبد ♻️ فرزند رجب علی و صغری در تاریخ ۵ مرداد ۴۴ و برادر شهید حسین عجم ،در خانواده ای زحمتکش و مذهبی در روستای زیبد از توابع شهرستان گناباد دیده به جهان گشود. او سومین فرزند خانواده بود. ♻️ در سن ۷ سالگی وارد دبستان نصر زیبد شد، پدرش می‌گوید: «هفته ای یکبار به مدرسه می‌رفتم و جویای درسش می‌شدم درسش خوب بود و رابطه اش با معلمین در سطح عالی و معلمین از او رضایت کامل داشتند.» ♻️ از وقتی که در مدرسه قرآن خواندن را یاد گرفته بود در سر صف قرآن می‌خواند و همواره کلمات روح بخش وحی را سر لوحه کار خود قرا داده بود. ♻️ به نماز بسیار اهمیت می‌داد و از ۱۰ سالگی شروع به نماز خواندن کرد. مادرش می‌گوید: «وقتی نماز می‌خواندم توجه خاصی به نماز من داشت وقتی با عجله نماز می‌خواندم به من می‌گفت نماز خود را درصورتیکه وقت دارید و عجله ندارید بخوانید.» ♻️ نمازش را همیشه در مسجد و با جماعت می‌خواند. می‌گفت: «اگر در مسجد نماز جماعت هم نباشد باید نماز را در مسجد خواند چون مسجد سنگر است و باید سنگر‌ها را حفظ کرد.» ♻️ نماز شبش ترک نمی‌شد، بعد از پایان دوره ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی شهدا شد در این دوره انس و علاقه او به قرآن و دعاها بیشتر شد و به دعای توسل و دعای کمیل علاقه خاصی پیدا کرد. ♻️ در کارهای خیر شرکت می‌کرد در ماه محرم و رمضان فعالیتهای مذهبی اش چند برابر بود، در موقع مشکلات به امام حسین(ع)و حضرت زهرا(س) متوسل می‌شد. ♻️ از ۱۲ سالگی شروع به روزه گرفتن کرد، پدرش می‌گوید: «دراوقات بیکاری اگر ما کاری داشتیم کمک به من و مادرش می‌کرد، سه ماه تابستان را برای کار، یا به تهران می‌رفت و برای کوره آجرپزی خشت جمع می‌کرد و چون به کتاب علاقه زیادی داشت، تمام پولش را می‌داد کتاب می‌خرید و بعد از مطالعه آنها را در کتابخانه زیبد می‌گذاشت. ♻️ قبل از انقلاب به دلیل سن کم فعالیت سیاسی خاصی نداشت، اما بعداً عضو فعال پایگاه شد و در تظاهراتی که در گناباد برگزار می‌شد شرکت می‌کرد و گاهی هم به روستا می‌آمد و مردم را نیز بسیج می‌کرد و همراه با خود می برد. ♻️ هرشب به پشت بام می‌رفت و الله اکبر می گفت، بعد از اتمام دوران راهنمایی به دلیل نبودن دبیرستان برای ادامه تحصیل عازم شهرستان گناباد شد و در دبیرستان شهید بهشتی در رشته تجربی مشغول به تحصیل شد اما در سال دوم دبیرستان به دلیل علاقه ای که به درس حوزوی داشت و به خاطر استعدادی که در مداحی داشت و همچنین دعوت روحانیون درس را رها کرد و درسال ۱۳۶۰ وارد حوزه علمیه گناباد شد و دو سال در حوزه علمیه درس خواند و تا سطح یک ادامه داد. ♻️ بعد از این مرحله زندگی شهید بسیار تغییر کرد از نظر اخلاقی بسیار متواضع و فروتن شده بود، بسیار وقت شناس بود. ♻️ اراداتی خاص به امام پیدا کرده بود، اگر دوستی کار خلافی انجام می‌داد یا حرف نادرستی می‌زد سعی می‌کرد او را اصلاح کند و در صورتیکه اثر نداشت یک مقاله می‌نوشت و در پای منبر می‌خواند تا این فرد غیر مستقیم متوجه کار اشتباهش بشود. ♻️ یک انجمن اسلامی تشکیل داده بود و هر چند روز یک جلسه می‌گذاشت و با بقیه افراد صحبت می‌کرد، به نظر دیگران خیلی اهمیت می‌داد و اهل مشورت بود و در مراسم شبیه خوانی نقش امام سجاد(ع) را ایفا می‌کرد. ♻️ به دلیل علاقه ای که به امام داشت اطاعت از فرمان امام و شرکت در جنگ را امری واجب می‌دانست، به همین دلیل درس حوزه را رها کرد و دوره اسلحه شناسی را در پایگاه شهید چمران زیبد گذراند و سپس دوره‌های آموزش عقیدتی- سیاسی را در سپاه سپری کرد. ♻️ بعد از آن ۲ الی ۳ مرتبه برای رفتن به جبهه به سپاه مراجعه کرد اما به دلیل کوتاهی قد و سن کم او را رد می‌کردند و او هم با پوشیدن کفش پاشنه دار و دست کاری شناسنامه به سپاه مراجعه می‌کند و نهایتاً عازم جبهه می‌شود هر دفعه که از جبهه می‌آمد از دفعه قبل سر خوشتر و خوشحالتر می‌شد. ♻️ در دوران مرخصی هم درسش را دنبال می‌کرد و هم کمکهای نقدی و غیر نقدی مردم را برای جبهه جمع آوری می‌کرد. ♻️ یکی از همرزمانش می‌گوید: «در هنگام رفتن به عملیات برای سایر رزمندگان دعا می‌خواند و به آنها آرامش می‌داد شهید به مدت ۳۳ ماه در جبهه حضور داشت در عملیات‌های والفجر ۹ و فتح المبین وکربلای ۵ شرکت کرد و سپس در عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه در تاریخ ۲۳ دی ماه ۶۵ بر اثر برخورد خمپاره و دو ساعت بعد از شهادت برادرش حسین به شهادت رسید. •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🆔 https://eitaa.com/nofoosmotmaene