سرها بر سر نی ها در سفر بود
از تب، جان تو مولا شعله ور بود
خورشید زمینی
زین العابدینی
ای گل زهرا نور چشمان مومنینی
سجاد یابن عطشان
دیدی در دل آتش خیمه ها را
خواندی خطبه های کرب و بلا را
ای جان ها فدایت
می گریم برایت
وای اگر باشد در غل و زنجیر دست و پایت
سجاد یابن عطشان
برده سوز آه تو جان ما را
می گرید دو چشم تو کربلا را
تو نور خدایی
بر ما مقتدایی
بعد ثارالله تو امام کرب و بلایی
سجاد یابن عطشان
ماه خیمه های من یابن حیدر
زینب بی قرار تو ای برادر
میر لشکر من
یار آخر من
بین گهواره تشنه آب است اصغر من
عباس یا ابالفضل
مشک پاره ات روی خاک صحرا
آید از دل این دشت بوی زهرا
بین خون نشستی
پشتم را شکستی
ای پناه من از چه بر رویم دیده بستی
عباس یا ابالفضل
#نوحه #امام_سجاد علیه السلام
#حضرت_عباس #حاج_میثم_مطیعی
@nohematn