•┄☆••🌸﷽🌸••☆┄• ✍ حکایت ۷۷ « اخــلاص» زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون موقع طعام شد، کمتر از آنچه میل داشت، غذا خورد. و چون موقع نماز شد، بیشتر از آنچه عادت داشت، عبادت کرد. وقتی به خانه بازگشت، طعام طلب کرد. پسر زیرک زاهد از پدر پرسید: ای پدر! در مجلس سلطان طعام نخوردی؟ پدر گفت: در مجلس سلطان به اندک طعام اکتفا کردم تا به کارم آید. پسر گفت: پس نماز را هم دوباره به جای آور، که نمازی نکرده‌ای که به کارت آید. •┈┈•❀🍃🌸🍃❀•┈┈• @ostad_shojae_yazd