✅پاسخ:
در پاسخ به این سوال، توجه به نکات زیر لازم است:
1- واژه طینت از طین به معنای خاک مخلوط با آب؛ یعنی گِل گرفته شده است؛ به دلیل آن که طین(گِل)، ماده اولیه آفرینش انسان بوده طینت، به معنای خلقت و جبلت بر او اطلاق میشود1.
2- روایات فوق در مقام بیان اقتضائات و زمینههایی است که در شکلگیری طینت انسان از بدو تولد موثر است نه اینکه علت تامه بوده و موجب سعادت و شقاوت حتمی او گردد؛ بر این اساس برخی افراد از طینتی خلق شدهاند که آن طینت اقتضا دارد جهت خیر در آنها تقویت شود، مانند فرزندی که از پدر و مادر صالحی به دنیا آمده است. در مقابل، برخی افراد از طینتی هستند که جهت شر درآنها تقویت میشود، مانند فر زندی که از طریق نامشروع بوجود آمده است. به این ترتیب اقتضای گناه در او بیشتر است، اما در هیچ یک از آن دو به حد جبر نمیرسد.2
3- علم خداوند به طینت، دخالتی در خوب و بد شدن ندارد، بلکه خداوند از پیش میدانسته چه کسانی با اختیار خویش راه خوب را و چه کسانی راه بد را انتخاب خواهند کرد. بر این اساس با علم خویش دسته اول از طینت خوب و دوم از طینت بد آفرید؛ بنابراین، طینت ظرفی است که با اختیار و انتخاب خود انسان، خوب یا بد میشود و علم الهی در تحقق این خوبی و بدی تاثیری ندارد.3
به عبارت دیگر میتوان گفت: انسانها بر اساس قضای الهی به دو دسته سعید و شقی تقسیم میشوند؛ اما اینکه چه کسانی از سعداء و چه کسانی از اشقیاء هستند، مربوط به اعمال اختیاری خود آنها است. به تعبیری قضاء الهی در اول خلقت مشروط به اقتضائات بود، اما در مرحله تحقق خارجی، زمانی آن امر مشروط، حتمی میشود که پای افعال اختیاری انسان به میان آید؛ زیرا این افعال اختیاری هستند که سعادت و شقاوت یا هدایت و ضلالت را موجب میشوند.4
نتیجه:
1- آنچه به عنوان طینت خوب و بد در روایات ذکر شده حاکی از اقتضائات و زمینههاست که منافی اختیار انسان نمیباشند.
2- بنابر علم پیشین الهی خداوند میداند که هر کس با اختیارش سعادت را برای خویش رقم میزند یا شقاوت را.
منبع:
http://www.pasokhbesoalat.ir/
🔰
@p_eteghadi 🔰