تعبير مي‌كند و چنين او را مي‌ستايد و گاهي از لحاظ علمي نيز او را ستايش مي‌كند و مي‌فرمايد:«شيخ عارف، مولانا جلال الدين رومي، به همين معنامسئله‌اي عرفاني) در كتاب خود تصريح كرده است و الحق در بيان اين حقيقت، قيامت كرده است».(9) استاد جوادي آملي نيز مي‌فرمايند: «ممكن است فردي دربارة معرفت ديني و يا عرفاني برخي از مشاهير اين علوم، اظهار نظر كرده و با مشاهدة اشعار و آثار فردي، همچون ملاّي رومي اين گونه حكم كند كه معرفت او معرفتي اشعري ـ افلاطوني است ... علّت اين قضا و داوري ناصواب، ناآگاهي نسبت به مفاهيم و معاني بلندي است كه ملاّي رومي در مثنوي و ديگر آثار خود، اظهار نظر مي‌كند. عارف بزرگواري چون ملاّي رومي از شاگردان بنام شمس تبريزي است و شمس تبريزي از معاصران شارح فصوص، مرحوم محقّق ملاّ عبد الرزاق كاشاني است و آنها هر دو از بزرگاني هستند كه از طريق صدر الدين قونوي از تعليمات ابن عربي بهره برده‌اند.(10) همچنين ايشان فرموده‌اند:«روايت شده است كه إنّ من الشعر محكمةٌ و آن شعري است كه در توحيد، مدح و منقبت انبياء و اولياء و اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السّلام ـ، زهد و اندرز باشد. مانند اشعار حكيم غزنوي و حكيم رومي و حكيم عطّار.»(11) همچنين از عارف واصل، خاتم العرفاء و المتألهين نقل شده است كه ايشان در حالت احتضار فرموده‌اند:«من مي‌روم امّا ما و شما هيچ وقت از مثنوي بي‌نياز نمي‌شويم.»(12) و همچنين ايشان فرموده‌اند:«مولوي از خواص شيعيان حضرت امير ـ عليه السّلام ـ است.»(13) با همة آنچه كه دربارة شخصيّت مولوي گفته شد، نبايد چنين پنداشت كه وي معصوم و از هر گونه خطا و لغزش مصون است. اختصاص بخشي از مبحث «مولوي شناسي» به نقد انديشه‌هاي وي، مبتني بر اين پيش فرض است كه انسان‌ها ـ جز برگزيدگان خاصّ خدا ـ در معرض اشتباه و لغزشند. انكار اين نكته در واقع ناديده گرفتن واقعيّتي است كه بر تاريخ كهن و پر فراز و نشيب انديشة بشري سايه افكنده است. انديشه و ابتكارهاي ارزندة مولوي، شايد اين ذهنيّت را براي برخي پيش بياورد كه مولوي برتر از نقد و خرده گيري است. اين طرز فكر نه خدمت به مولوي و نه پاسداشت حقيقت است، بلكه از آن نوع جانبداري‌هاست كه از احساس بيش از خردورزي و حقيقت‌جويي مايه مي‌گيرد. البتّه تذكّر اين نكته واجب به نظر مي‌رسد كه تجليل و انتقاد از يك فرد، هرگز با هم تناقض و منافات ندارد. چرا كه نفي و اثبات، بر مسئلة واحد بار نمي‌شود. به عبارت ديگر تجليل جهت افكار و اشعار و انديشه‌هاي متعالي است و نقد در غير آن، بنابراين هرگز هنگام نقل ابيات مورد نقد مثنوي، از مولوي، با عبارات ستايشگري، چون عارف رومي و ملاّي رومي و ... ياد نمي‌كنند. 🔰 @p_eteghadi 🔰