┄┅┅┄❁﷽❁┄┅┅┄ استاد قرائتی حفظه الله سوره آل عمران «61» فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‌ پس هر كه با تو، بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده است، درباره او (عيسى) به ستيز و محاجّه برخيزد (و از قبول حقّ شانه خالى كند) بگو: بيائيد پسرانمان وپسرانتان وزنانمان وزنانتان وخودمان را (كسى كه به منزله خودمان است) وخودتان را بخوانيم، سپس (به درگاه خدا) مباهله و زارى كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. ┄┅❁📖نکته ها : هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از رسول اكرم صلى الله عليه و آله شنيدند، به‌ يكديگر نگاه كرده و متحيّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در اين باره فكر و انديشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارا به آنها گفت: شما پيشنهاد را بپذيريد و اگر ديديد كه پيامبر با سر وصدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مى‌آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد معدودى به ميدان آمد، از انجام مباهله صرف‌نظر و با او مصالحه كنيد. روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن بيرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسين عليهما السلام و آن جوان، علىّ‌بن ابى‌طالب عليهما السلام و آن زن فاطمه‌ى زهرا عليها السلام- دختر پيامبر صلى الله عليه و آله- بودند. اسقف مسيحيان گفت: من چهره‌هايى را مى‌بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مى‌شود. اگر اين افراد نفرين كنند، يك نفر مسيحى روى زمين باقى نمى‌ماند. لذا از مباهله انصراف داده، حاضر به مصالحه شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: سوگند به كسى كه مرا پيامبر حقّ قرار داد، اگر مباهله انجام مى‌گرفت، آن وادى آتش را بر آنان فرو مى‌ريخت. اين ماجرا، علاوه بر تفاسير شيعه، در منابع معتبر اهل سنّت نيز آمده است. مباهله، در بيست و چهارم يا بيست و پنجم ماه ذى‌الحجّه و در بيرون شهر مدينه بود كه اكنون داخل شهر قرار دارد و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصله‌ى اين مسجد تا مسجدالنّبى تقريباً حدود پانصد متر است. «اللهم ارزقنا زيارته و شفاعته» بر اساس روايتى در تفسير الميزان، دعوت به مباهله مخصوص مسيحيان نبوده، پيامبر صلى الله عليه و آله از يهوديان نيز براى مباهله دعوت كردند سؤال: اگر در اين ماجرا تنها فاطمه زهرا عليها السلام حضور داشت، پس چرا قرآن كلمه‌ى «نسائنا» را به صورت جمع بكار برده است؟ پاسخ: در قرآن مواردى است كه خداوند به دليل اهميت مورد از يك نفر به صورت «جمع» ياد مى‌كند، مانند آيه 181 سوره آل‌عمران كه يك نفر از روى توهين گفت: خدا فقير است، ولى آيه به صورت جمع مى‌فرمايد: «الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ» چنانكه قرآن درباره حضرت ابراهيم عليه السلام مى‌فرمايد: ابراهيم يك امّت بود، با آنكه يك‌نفر بيشتر نبود. گرچه پيامبر مى‌توانست خود شخصاً نفرين كند وكارى به علىّ، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نداشته باشد، ولى خدا و رسول، با اين عمل به ما فهماندند كه اين افراد، ياران و شريكان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آماده‌ى استقبال از خطر بوده و تداوم‌گر حركت او مى‌باشند. ┄┅❁📖پیام ها : 1- اگر انسان ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزديك‌ترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ» 2- آخرين برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ» 3- فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است. «أَبْناءَنا» بنابراين امام حسن وامام حسين عليهما السلام فرزندان پيامبرند. 4- زن و مرد در صحنه‌هاى مختلف دينى، در كنار همديگر مطرحند. «نسائنا» 5- در دعا، كيفيت و حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله كننده پنج نفر بيشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، أنفسنا» 6- علىّ‌بن ابى‌طالب عليهما السلام، جان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است. «أنفسنا» 7- در مجالس دعا، كودكان را نيز با خود ببريم. «أبنائنا» 8- اهل‌بيت پيامبر عليهم السلام مستجاب الدعوة هستند. «أبنائنا، نسائنا، أنفسنا» 9- استمداد از غيب، پس از بكارگيرى توانايى‌هاى عادّى است. «نبتهل» 10- كسى‌كه منطق و استدلال و معجزه، او را به پذيرش حقّ تسليم نمى‌كند، يكى از راه‌ها، مباهله است. «تعالوا ... نبتهل» 11- اگر مؤمنان محكم بايستند، دشمن به دليل باطل بودنش عقب نشينى مى‌كند. «ندع ... نبتهل» 12- استدلال را بايد با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و لجاجت بايد سركوب شود. «لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ» ┄┅┅┅┅┄❁📖❁❅┄┅┅┅┅┄❅❁┄┅┅┅┅┄