نامه هفتم به معاویه(۲)👇 🌅أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ أَتَتْنِی مِنْکَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ، وَرِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ، نَمَّقْتَهَا بِضَلاَلِکَ، وَأَمْضَیْتَهَا بِسُوءِ رَأْیِکَ، وَکِتَابُ امْرِئ لَیْسَ لَهُ بَصَرٌ یَهْدِیهِ، وَلاَ قَائِدٌ یُرْشِدُهُ، قَدْ دَعَاهُ الْهَوَى فَأَجَابَهُ، وَقَادَهُ الضَّلاَلُ فَاتَّبَعَهُ، فَهَجَرَ لاَغِطاً، وَضَلَّ خَابِطاً. وَمِنْهُ: لاَِنَّهَا بَیْعَةٌ وَاحِدَةٌ لاَ یُثَنَّى فِیهَا النَّظَرُ، وَلاَ یُسْتَأْنَفُ فِیهَا الْخِیَارُ. الْخَارِجُ مِنْهَا طَاعِنٌ، وَالْمُرَوِّی فِیهَا مُدَاهِنٌ ☀️اما بعد (از حمد و ثناى الهى) نامه اى از سوى تو به من رسيد، نامه اى با اندرزهاى نامربوط و سخنان رنگارنگ که با گمراهى خويش آن را تزيين کرده و با سوء رأيت امضا نموده بودى، ⬅️ اين نامه از کسى است که نه چشم بصيرت دارد تا هدايتش کند و نه رهبرى آگاه که ارشادش نمايد (به همين دليل) هوا و هوس او را به سوى خود دعوت نموده و او اين دعوت را اجابت کرده، ⬅️ گمراهى، رهبر او شده و او از آن پيروى نموده، به همين دليل بسيار هذيان مى گويد و در گمراهى سرگردان است. ✍بخش ديگرى از اين نامه: بيعت خلافت يک بار بيشتر نبوده و نيست نه تجديد نظر در آن راه دارد نه اختيار فسخ، بنابراين آن کس که از بيعت خارج شود (بر آراى مهاجران و انصار) طعنه زده و به مخالفت برخاسته (و آن را بى اعتبار شمرده) و آن کس که درباره آن ترديد به خود راه دهد منافق است. @pellake8