گونی بزرگی را گذاشته بود روی دوشش و توی سنگرها جیره پخش می‌کرد بچه ها هم با او شوخی می‌کردند؛ اخوی دیر اومدی برادر می‌خوای بکشیمون از گشنگی؟ عزیز جان حالا اول میری سنگر فرماندهی برای خود شیرینی؟ گونی بزرگ بود و سر آن بنده خدا پایین کارش که تمام شد، گونی رو زمین گذاشت همه شناختنش محمود کاوه فرمانده لشکر بود 🌷 شهید محمود کاوه 🌷 📚 منبع کتاب یاد یاران 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo