شلوغ بود ! ، حاجی آمد سمت بچه‌ها ، پرسید چه خبره ؟! یکی امد جلو و گفت ، هرچی بهش گفتیم ، مرگ بر صدام بگه ، نگفت ، به امام توهین کرد ! ، من هم زدم توی گوشش !! حاجی یه سیلی خواباند زیر گوشش و گفت ، کجای اسلام داریم که می توانید اسیر را بزنید !! اگه به امام توهین کرد ، یه بحث دیگه است ، تو حق نداشتی بزنیش !..... 📕 ستارگان خاکی، ج22 🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 ✅ https://eitaa.com/piyroo 🕊