6.79M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
رفتید، بی آنکه لحظه‏ ای تردید کنید... بی آن‏که لحظه‏ ای درنگ کنید...دررفتن یاماندن! بی آنکه،دلبستگی‏هایتان رامرورکنیدوآرزوهایتان را بارور... دررفتن،شتابی عجیب داشتیدودرماندن،اکراهی عمیق.مطمئن بودیدراه،درست است،ازجاده،از سفر،از...نمی‏ترسیدید. "فهمیده" بودیدآخراین جاده،دل کندن ازخاک،بلند شدن،اوج گرفتن وپرواز است. شمادرآتش جنگ،گلستان می‏دیدید؛یقین می‏دیدید که این‏گونه خلیل ‏واربه پیشوازرفتید،اما...آتش برای شما گلستان شد،آتش درهرم عشق شما سوخت... شما از دهانه تاریخ زبانه کشیدید، فوران کردید و بر سردشمن آتش باریدید. ازدلبستگی‏هادل بریدن،ازوابستگی‏هارهاشدن خیلی سخت است!بایدپای عشق بزرگی درمیان باشد.حتما بایدپای عشق بزرگی درمیان باشدوشمایقینااین عشق رافهمیدید.یقینامیان دل شماوعشق او،سروسرّی بود. برگزیده عشق بودید...که عشق انتخاب می‏کند،عشق گلچین می‏کند،عشق هرکس راسزاوارنمی‏داندوشما، سزاواربودیدکه رفتید؛که رفتن رابهترین ماندن دیدید، که رفتن،همیشه به معنای " رفتن " نیست. دررفتن، شتابی عجیب داشتیدودرماندن،اکراهی عمیق. گاهی مرگ،جاودانه‏ ترین زیستن است!وشما،چه خوب،این رازرافهمیدید! به راستی رازآن همه عشق چیست؟دلیل ازجان گذشتن چیست؟!جبهه باشماچه کرد؟!جنگ چه به روزدلتان آورد؟ ی خداحافظی آقاعلی اکبر، دردانه ی شهید جوادالله کرمی برسر مزار پدر 🌷🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/piyroo