من و امیرعلی یک کارگاه کوچک بلوک‌زنی راه انداختیم. چندتا کارگر هم گذاشتیم بالا سر کار. امیرعلی همیشه به نیروهای کارگاه می‌گفت: «نکنه یه‌وقت بلوک‌های لب‌پریده یا سبک‌تر از حد استاندارد رو بار بزنید برای مشتری» خیلی حواسش به حلال و حرام بود. تحت هیچ شرایطی هم نمی‌گذاشت دستمزد کارگرها عقب بیفتد. همه دوستش داشتند؛ از بچه‌های بلوک‌زنی گرفته تا مشتری‌ها. 🔹 راوی: دوست شهید امیرعلی محمدیان https://eitaa.com/piyroo