ما و رونالدو؟! ✍ روح‌الله کریمی خویگانی از بدو ورود رونالدو تا الان که این سیاهه را می نویسم، جسته گریخته کلیپ ها و تصاویر رفتارهای هموطنانم را می بینم و گاهی متأسف می شوم. به زبان بدن مسئولین باشگاه پرسپولیس در حین اهدای فرش ایرانی به رونالدو با دقت نگاه کنید، دستپاچگیشان را بنگرید، ارادت مهمان نوازی نیست، احساس حقارت در برابر یک فوتبالیست مشهور است! (با هدیه دادن موافقم، با این نحوه هدیه دادن خیر)! تجمع نوجوانان وطن را ببینید، نحوه استقبالشان را رصد کنید، هجوم آنان در راهروهای هتل را مشاهده بفرمایید، شعارهای آنان را گوش دهید، یاد طرفداران ترامپ و هجوم آنان به ساختمان کنگره می افتم... بر این امر هم واقفم که رونالدو هر جا پای نهد، برایش ابراز علاقه می کنند، ولی در ابراز علاقه و شادی ما آن پختگی منش و آن اعتماد به نفس لازم دیده نمی شود. راننده ای که رونالدو را هدایت می کند، بعد از انجام مأموریت در کنار اتومبیل می ایستد و عکس می گیرد و آن پست را منتشر می کند و زیر آن می نویسد من راننده بودم، در عرض چند دقیقه ۱۳۰k فالور پیدا می کند! پیرزنی را دیدم که از اصفهان به نیت زیارت روی ماه رونالدو به تهران آمده است! جوانی را می بینم که بعد از رؤیت ماشین در حال حرکتی که رونالدو در آن آرمیده است، به پهنای صورت اشک می ریزد! شوخی و مزاح در فضای مجازی به اوج می رسد: کاربری در دیوار، موتورش را برای فروش با قیمت گزاف گذاشته و نوشته از کنار اتوبوس رونالدو رد شده است! کاربری بعد از عبور رونالدو نوشته: قدمگاه رونالدو و بر زمین بوسه زده است! فردی از هتل، استکانی به دست دارد و نوشته رونالدو به این استکان فوت کرده است! تحلیل این رفتارها در این مجال نمی گنجد، لیکن به عنوان معلمی که از دور دستی بر آتش تعلیم و تربیت دارد، این ناشیگری رفتاری آزارم می دهد و بار دیگر بر این امر صحه می گذارم که کمبود، انسان ها را به انسداد شناختی می رساند.