یه‌شبی‌هم‌وقتی‌مردم‌مدینہ‌ خوابیده‌بودند... جد‌مظلوممان‌امیر‌المؤمنین عزیزدلش‌رو‌غسل‌میداد...💔😭 به‌بچه‌هاش‌گفتہ‌بود‌آروم‌گریہ‌کنید‌ کسی‌صدامون‌رو‌نشنوه... یہ‌وقت‌دیدند‌مؤلا‌دست‌از‌غسل کشید‌... سر‌بہ‌دیوار‌گذاشت‌... و‌بلند‌بلند‌گریہ‌کرد...💔 گفتن‌آقا‌مگه‌نگفتی‌آروم‌گریه‌کنیم‌..؟! مؤلا‌گفتن... اخه‌بازوی‌فاطمه‌من..💔 پهلوی‌عزیز‌دل‌حیدࢪ... یا زهرا😭