🌷﷽🌷 📚 برشی از یک کتاب《کتاب "سر به هوا" (روایتی داستانی از زندگی امیر سرلشکر خلبان شهید «عباس اکبری»)، نوشته‌ی اکرم الف‌خانی، انتشارات کتاب جمکران.》 صدای حاج مولوی از روی چرخ دسته بلند شد: «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد... سقای حسین سید و سالار نیامد...» سینه‌زن‌ها جواب دادند: «علمدار نیامد! علمدار نیامد!» عباس☆ علم را بلند کرد و با سر به جمعیت اشاره کرد که حرکت کنند. جمعیت پشت سر علم راه افتادند. زنجیرها به شانه خوردند. حاج ملاحسین مولوی جلوتر از دسته رفته بود و صدایش کم رنگ شده بود اما جمعیت که شعر را حفظ بودند هم زمان با او می‌خواندند: «عباس ترین حیدر کرار نیامد...» عباس علم را محکم‌تر گرفت و با جمعیت هم نوا شد: 《ای اهل حرم میر و علم دار نیامد...》 زن‌ها چادرشان را روی صورتشان کیپ کرده بودند و شانه‌هایشان تکان می‌خورد. بچه‌ها پرچم‌ها را از روی پشت بام‌ها تکان می‌دادند. جمعیت به سمت حرم حرکت کرد. نگاه ننه زهرا به عباس افتاد و زیر لب گفت: «قربون قد و بالات!» بعد قل هوالله خواند، فوت کرد و پشت دسته راه افتاد... _صد حیف که آن یار وفادار نیامد... علمدار نیامد! علم دار نیامد...! ☆ امیر سرلشکر خلبان شهید عباس اکبری (●ولادت: ۱۳۳۲، قم ♢ ○شهادت: ۱۳۶۷، کرکوک عراق ♢ ■مزار: گلزار مطهر شهدای علی‌بن‌جعفر "علیه‌السلام" قم) 🌷🍃🌸💠🌸🍃🌷 🌷نثار روح مطهر امیر سرلشکر خلبان شهید "عباس اکبری" صلوات🌷 ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ 🖤🍀کانال شهید ابراهیم هادی پرستوی گمنام کمیل 👇 🇮🇷 @rafiq_shahidam ╰━━🌷🕊🖤🕊🌷━━╯