▪️بسم الله الرحمن الرحیم▪️
🏴#هر_خانه_یک_حسینیه
⚫️متن شعر :(گنجینه الاسرار #عمان_سامانی) با صدای استاد
حسام الدین سراج
تا که اکبر با رخ افروخته
خرمن آزادگان را، سوخته
ماه رویش، کرده از غیرت، عرق
همچو شبنم، صبحدم بر گل ورق
بر رخ افشان کرده زلف پر گره
لاله را پوشیده از سنبل، زره
نرگسش سرمست در غارتگری
سوده مشک تر، به گلبرگ تری
آمد وافتاد از ره، باشتاب
همچو طفل اشک، بر دامان باب
کای پدر جان! همرهان بستند بار
ماند بار افتاده اندر رهگذار
دیر شد هنگام رفتن ای پدر
رخصتی گر هست باری زود تر
گفت: “کای فرزند، مقبل آمدی
آفت جان، رهزن دل آمدی
کردهای از حق تجلی ای پسر
زین تجلی فتنهها داری به سر
راست بهر فتنه قامت کردهای
وه کزین قامت قیامت کردهای
نرگست با لاله در طنازی است
سنبلت با ارغوان در بازی است
گه دلم پیش تو گاهی پیش اوست
رو که در یک دل نمیگنجد دو دوست
بیش از این بابا دلم را خون مکن
زادهی لیلا مرا مجنون مکن
نرگست با لاله در طنازی است
سنبلت با ارغوان در بازی است
از رخت مست غرورم میکنی
از مراد خویش دورم میکنی
همچو چشم خود به قلب من متاز
همچو زلف خود پریشانم مساز
پشت پا بر ساغر حالم مزن
نیش بر دل، سنگ بر بالم مزن
جان رهین و دل اسیر چهر توست
مانع راه محبت مهر توست
همچو چشم خود به قلب من متاز
همچو زلف خود پریشانم مساز
حایل ره، مانع مقصد مشو
بر سر راه محبت سد مشو
چون تو را او خواهد از من رو نما
رونما شو، جانب او رو نما
برگرفته از https://gandommusic.ir/
eitaa.com/rahejavedan
https://ble.im/rahejavedan