عکس شماره 3⃣3⃣ 📝متن عکس بسم رب الشهداء قصه قصه ای دلتنگی است رفیق... دلتنگم دلتنگ غروب شلمچه... دلتنگِ خاک های نرم فکه ویادمان آوینی.. دلم تنگ است تنگِ نسیم آرام شب های هویزه در کنار مزار علم الهدی که به روح مرده ای ما جان تازه میبخشید رفیق! دلم لک زده است برای شب های بله برون وصدای حاج حسین یکتا که هنوز نوای روایت های آن شبش در شلمچه در چند قدمی کربلا میان گوش هایم همچون موج خروشان جریان دارد... از کدام قصه دلتنگی بگویم از کدام یادمان.. از کانال کمیل و صدای ابراهیم هادی که بلند فریاد می‌زد برخیز که وقت جهاد رسیده برخیزو با نفس خود جهاد کن برخیز که زمان آن رسیده امام خود را یاری کنی واین صدای زیبا ودلنشین در تمام کانال می‌پیچید و به گوش ما می‌رسید و ما با اشکاهایمان جواب برخیز های اورا می‌دادیم تو بگو رفیق از کجای سرزمین عشق بگویم آن سرزمینی که کوله باری از خاطره در آن جا گذاشتیم و کوله باری از دلتنگی برای این شهرغرق در آشوب و گناه برای هم سوغاتی آورده ایم ازکجا بگویم که قصه قصه دلتنگی است رفیق. ________________ یادمان عملیات کربلای 5 ، شلمچه : خانم زهره ملکی 👉 @rahianenoor_pic