پیام‌های سورۀ اعراف- آیۀ ۱۲: ۱. قبل از صدور حکم، محاکمه و بازپرسی لازم است. «قالَ ما مَنَعَکَ» ۲. شیطان، پایه‏ گذار نافرمانی و گناه است. «ما مَنَعَکَ»«إِذْ أَمَرْتُکَ» چون اوّلین نافرمانی توسّط او صورت گرفت. ۳. عِقاب بدون بیان قبیح است. تا حکمی و مطلبی بیان نشده، بازخواست و مجازات نمی‌توان کرد. «قالَ ما مَنَعَکَ» «إِذْ أَمَرْتُکَ» ۴. شیطان در برابر خدا ایستاد؛ نه در برابر حضرت آدم. «إِذْ أَمَرْتُکَ» چنان که در آیۀ دیگر می‌‏خوانیم: «فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ» (کهف، ۵۰) ۵. شیطان نیز همچون انسان دارای تکلیف و اختیار است. «ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ...» ۶. میزان، اطاعت امر خداست. سنّ و نژاد و سابقه و... هیچ کدام معیار نیست. «إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ...» ۷. در قضاوت، به مجرمان نیز فرصت اظهار نظر بدهیم. «قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ» ۸. نادیده گرفتن بعد ملکوتی انسان و تنها چشم دوختن به جسم او که مرام و مسلک مادّیین می‌‏باشد، شیطان ‏صفتی است. «قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ» ۹. خودبرتربینی می‌تواند مخلوق را به جبهه ‏گیری در مقابل خالق وادار کند. «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ» ۱۰. قبول خالقیّت خدا به تنهایی کافی نیست؛ اطاعت و تسلیم هم لازم است.«خَلَقْتَنِی» «خَلَقْتَهُ» شیطان، خالقیّت خدا را پذیرفته بود؛ ولی از او اطاعت نکرد. ۱۱. نژاد گرایی، از ارزش‌های شیطانی است. «خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ» ۱۲. شیطان در برابر فرمان روشن و صریح خداوند، به سلیقۀ شخصی خود عمل کرد و به اصطلاح، اجتهاد در برابر نص نمود. «إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ» «خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ...» ۱۳. شیطان، از قیاس استفاده کرد که اساس علمی ندارد؛ بلکه بر مبنای گمان است. «خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ»