درحنجره ی زخم زمین علقمه می سوخت یک کرببلا خاک چه بی واهمه می سوخت می ریخت نمک، زخم به داغ دل مردی از مرثیه ی سرخ گلو زمزمه می سوخت یک سو تن ساقی به روی دشت پر از تیر مشک وعلم و آب به یک سو همه می سوخت وقتی که علمدار چو شمعی شده بود آب انگار که یک بار دگر فاطمه می سوخت 🏴 فرارسیدن تاسوعای حسینی تسلیت باد. 🌐 @rahyafte_com