روانشناسی یا فطرت شناسی
#سایکولوژی جایگزین خدا 🔺 با بی‌خبری از خدا در تمدن غرب، ما چشم به روان‌شناسان (و روان‌پزشکان) داریم
سترون؛ تحریر حس مشترک 🔺 پاول کلاین (Paul Kline) یکی از صاحب‌نظران بریتانیا در روان‌آزمایی، به سال 1990 فریاد برآورد که بیشتر مطالب روان‌شناسی، تحریر پرطمطراق شعور مشترک (common sense) است (روان‌شناسی بی‌حفاظ Psychology Exposed، 1990) 🔺 نهمیا جردن در اثر خود با عنوان مضامین روان‌شناسی تعمقی (1986) کساندرای کبیر بود (قهرمان اساطیر یونان که از قدرت پیش‌گویی برخوردار بود). او اینگونه سوگوارانه می‌گوید: تردیدی نیست که روان‌شناسی علمی معاصر آمریکایی، سترون است. سال‌ها تلاش شاق و تهور سخت‌کوش صدها استاد و هزاران دانشجو دقیقاً حاصلی نداشته است. در پنجاه و سه سال که از آن رخداد پیامبری (momentous) گذشته است (ج. بی. واتسون، روان‌شناسی آنگونه که رفتارگراها می‌بیند، 1913) آیا می‌توان به یک مشارکت مثبت در جهت ارتقاء دانش بشر اشاره کرد؟ چنین چیزی را به هیچ وجه نمی‌توان یافت: هیچ مشارکت اساسی را نمی‌توان نام برد. این تصور باطل که «روان‌شناسی علم جدیدی است» دیگر سودمندی تبیینی خود را از دست داده است. باید حقایق نامطلوب و نومیدکننده را صادقانه پذیرفت. 📚 کتاب روان‌شناسی روان‌شناسان، نوشته دیوید کهن، ص 13 و 16 🆔 @ravanshenasi_fetrat