شب جمعه ؛ رحمة‌الله به عشاق اباعبدالله داشت رو زمین با انگشت چیزی می‌نوشت رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته حسین....حسین....حسـین.... طوریکه انگشتش زخم شده بود! ازش پرسیدن حاجی چکار میکنی!؟ گفت: چون میسر نیست من را کام او عشق بازی می‌کنم با نام او.... https://eitaa.com/razmandegan_babol هیات رزمندگان اسلام شهرستان بابل