🇮🇷🏴
بسم ربّ الحسین🏴🇮🇷
زینب شناسی در ساحت معرفت به نورانیت
روز عاشورا حضرت زینب سلام الله علیهماست که از تلّ زینبیه قیامت در قیامت کربلا را شاهد بود در حالیکه به بلای عظیم، مبتلاء شده بود! او که اضطرار محض بر همه وجودش، غلبه داشت! او همه ی اضطرار های مقیّد علی اصغری، علی اکبری! قاسمی! عبداللهی! عباسی! را در کربلا رد کردتا سرانجام به اضطرار کل حسینی رسید با وداع، اضطرار مطلق بر جانش استیلا یافت و انکسار محض او را فاتح قلّه واقف مواقف اضطرار نمود!...
حالا عقیله بنی هاشم، حضرت زینب سلام الله علیهما با فتح قلّه واقف مواقف اضطرار، مقام حلّت بفنائک مطلق حسینی را تصاحب کرد! وقتی کار بانوی باعظمت کربلا به اینجا رسید و از تلّ زینبیه در کربلا با بدنهای قطعه قطعه! با بدنها ارباًاربا شده! با بدن های بی سر! با بدنهای زیر سم اسبان! با بدنهای بهم ریخته ی در خون غلطیده مواجه شد! اما جانهای مصارع العشاق را در مقام حلّت بفنائِکِ حسین را میدید و حسین را میدید و حسین را میدید!...
تلِّ زینبیه برای حضرت زینب سلام الله علیهما شد قله قاف حلَّت بفنائِک مطلق حسینی! مقامی هیچ کثرتی و دوئیتی در آن راه ندارد! مقامی که دیگر حجاب صورت های متکثر نیزه و خنجر و شمشیر و خون و دود و آتش و تیر و عمود آهنین و سنگ و کلوخ و بدن های قطعه قطعه شده در آن راه نداره...
حالا میتوان متوجه حقیقت باعظمت ما رایت الاجمیلای حضرت زینب سلام الله علیهما شد
وقتی حضرت زینب سلام الله علیهما فاتح قله قاف واقف مواقف اضطرار شد در عالم معنا هویت غیبیه امامت و حقیقت نوریه ولایت مطلقه در حریم قلب او قائِم شد و قیامت در قیامتی برپا کرد!...
اگر نبود این فتح الفتوح زینبی! اگر نبود تجلّی علی الاطلاق هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن حسینی، چطور میتوانست مصیبت عظیم و صعب و مصعب چهل منزل اسارت از کربلای عراق تا کربلای شام را برای ادای حق آخرالزمانی بعثت زینبی و پیامبریِ عاشورا را تحمّل نماید!
خوشا بر احوال اونهایی که حبل سیر و سلوکشان زینبی است! خوشا بر احوال اونهایی که پیامبرعاشورا بر مملکت قلبشان تجلّی دارد! خوشا بر احوال اونهایی که سیرشون از آفاق تا معراج انفسی با اسم اعظم زینب، گذر از چهل منزل اسارت(سنت قبض و ابتلائات) براشون میسر شده
آنان که به نظر خاک را کیمیا کنند
حتما کنیز و پیرغلامان زینب اند
از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:
سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟!! در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام!
در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:
▪️۱ - ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله مینمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل میزدند.
▪️۲ - سرهای شهداء را در میان هودجهای زنهای ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس را در برابر چشم عمههایم زینب و ام کلثوم نگهداشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه میآوردند و با سرها بازی میکردند، و گاهی سرها به زمین میافتاد و زیر سم سُتوران قرار میگرفت.
▪️۳- زنهای شامی از بالای بامها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامهام افتاد و چون دستهایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامهام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.
▪️۴- از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و میگفتند: ای مردم! بکُشید اینها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!
▪️۵- ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها میگفتند: اینها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانههای آنها را ویران کردند . امروز شما انتقام آنها را از اینها بگیرید.
▪️۶- ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.
▪️۷- ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شبها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر میبردیم...
✍️نقل قول امام سجاد علیه السلام برگرفته از تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی
https://eitaa.com/razmandegan_babol