🌺🌺🌺مختصری از زندگینامه شهید
مدرسه نرفت ؛ زیرا پدرش توان مالی لازم را نداشت. در بیست و پنجم شهریور سال شصت و چهار به خدمت سربازی اعزام گردید. دوره آموزشی را در پادگان لویزان تهران گذراند و محل خدمتش در لشکر هفتاد و یک زرهی تعیین گردید.
در حین عملیات والفجر۸ ، بین سیم خاردار و کانال عراقی ها در عملیات ایذایی پر منطقه کوشک هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. به دلیل شدت آتش دشمن امکان انتقال جنازه اش میسر نشد و مفقود الاثر شد.
در زمان شهادت متاهل بود و یک دختر داشت.
🌺🌺🌺 خاطره ای از شهید:
راوی : پدر شهید
کرکره را پایین کشیدم و رفتم ژاندارمری. گفتم :« پسرم وصیت نامه فرستاده و حدود چهل روزه که ازش خبر ندارم.»
گفتند :«فردا بیا ببینیم می تونیم اثری ازش پیدا کنیم. »
تا چند روز رفتم و برگشتم. بالاخره گفتند پسر شما مفقود شده. آدرسی را به من دادند و گفتند :« میتونی بری باختران ، یک تعداد جنازه توی سرد خونست ، شاید پسرت توی اونها باشه. »
سرد خانه بزرگی بود. روی جنازه ها را یکی یکی باز کردم ، مهر علی میان آنها نبود.
دست خالی برگشتم و ماجرا را برای بنیاد شهید تعریف کردم و آنها گفتند که میتونین مراسم بگیرین.
سالها گذشته و ما منتظر جنازه پسرمان هستیم.
🌺🌺🌺 وصیت نامه شهید:
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه شهید مهرعلی آقاجانی
وصیت نامه ام را شروع می کنم. درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با درود و سلام به تمام شهیدان راه خدا و با درود و سلام بر رزمندگان اسلام که در جبهه حق را شروع می کنم . پدر من « شهید مهر علی آقاجانی » علیه باطل می جنگند. وصیت نامه ام به عنوان وصی من و زنم به عنوان ناظر می باشد. پدرجان، من چند سال بود که نماز و روزه نگرفته بودم، حال شما به جای من بگیر. چیز 3 بدی از دست من دیدید، ببخشید. هرکجا که
دفنم بکنند شما خودتان می دانید و از زن و بچه ام کاملاً مواظبت نمایید به خصوص بچه ام از کلیه دوستان و آشنایان و فامیل ها که از من بدی دیدند باید ببخشند. پدرجان من از روز اول خوشی را ندیدم، تا حال که به درجۀ رفیع شهادت نائل 5 آمده ام. پدرجان ، هرچه که همسر عزیز من خواسته انجام بدهد کسی حق ندارد جلو آن را بگیرد، چون آنکه گناه نکرده است و اگر خواسته دخترم را بگیرد که هیچ و اگر نبود، پدرجان از آن خیلی خیلی
مواظبت بکنند. حساب کن که آن من هستم. پدرجان من مبلغ پنج هزار ریال تمام از آقای گمان نکنید که من مرده ام » حسن که [...] می خواهم و شوهر خاله اش می باشد. پدرجان آن چیزهایی که مانند طلا باشد نصف . « مرده ام بلکه زنده ام و نزد خداوند روزی می خورم
مال دخترم و نصف مال همسرم. اما بقیه وسایل خانگی سهم خودم سهم همسرم باشد،
کسی حق چیزی ندارد. وصیت نامه ام را تمام می کنم.
شهید مهرعلی آقاجانی
در جبهه کوشک
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohan