روشنای ویگل
سلام وقت به خیر هم محلی 😍 😍کلمات اصیل آران و بیدگلی 😄ارزشها را پاس بدارید 😀 زیر و زبرا را خودتون بزارین فقط یه آرون بیدگلی میتونه زیر و زبر این کلمات رو بزاره😊😊 آلاباش: زودباش آلشی: اشتباهی آله: قسمت آونگو: آویزان اسکنجه: سکسکه الجدّ: از لج تو الگاله: برگه خشک قیسی انجوجک: آفتابگردان انگولک: وررفتن اونجادَ: در آنجا ای خاطرا: به این خاطر باخواجه: پدربزرگ بادگرفتن: عصبیشدن بادنجم: بادمجان باغسوره: پدر زن، پدر شوهر باکی: تا اینکه باوو: گربه (اصطلاح کودکانه) بزا: بگذار بسو: ظرفی خاص بفر: برف بلن (یا بلو): ظرف گلی بزرگ گنبدی شکل و مشبک مخصوص نگهداری غذا[۴] بُق: گونه پاترک: بلندشو پامپ: تلمبه پتال: آدم کثیف پسف کردن: پساندازکردن پسله: کنج پسینی: عصر پنگاندن: سرهم کردن پیشاب: مدفوع پَل گرفتن: روی بدن کشیدن ترتره: چرخ ترشاله: برگه خشک زردآلو تنگرفتن: کشیدن ته بروبنه:تهمانده چیزی جایی کُن: بریز جرقنابه: خیلی کثیف چاجه: راه آب، دریچه فاضلاب چرخ: دوچرخه چغولی: گِله کردن چقزر: چقدر چینه: دیوار گلی چُلم: آب بینی حشیمت: عفت و وقار خاب: خب خال کردن: کوفت کردن خسرو: مادرشوهر، مادر زن خناقه: حلق داگوجی: دالی (بازی کودکانه) در و بخش: در و پنجره دغز: ترک دقّه: تاول دوک دوکینا: جوجه تیغی دوکونه: لگد دولخ: باد شدید همراه با غبار[۵] رجه: ریسه زک زدن: توی ذوق زدن زیغ: ترش زِلقدون: چانه سگ صحرایی: مارمولک سیخه: اتاق کوچک صحرایی سِرکو: سنگی که در آن میکوبند شید: پهن شیره خواب: خواب سنگین عروس خدا: کفشدوزک غسّاردابشورن: از غسالخانه سردر بیاوری[۶] غلبول: غربال فسینی (پسینی): عصر فن فنو: (:فین فینو) کسی که آب بینیاش مرتب آویزان است فنداری: پنداری فین: آب بینی فیومه: بهانه فِس فسو: تنبل قلقله: گردن قوقو: یاکریم (پرنده) قولوقچه: بزمجه قیس قیس: پیوسته قَلقولوچه: قلقلک کال: نارس کالَک: دستمبو کپیدن: خوابیدن کجه: قفس کناراب: دستشویی کنده: زیرزمینی در زیرزمین خانه[۷] کَسکلیج: مدفوع پرندگان کُلّه: گلو گلیزه: آب دهان گوموره: وررفتن گُرم: پس گردن لخشیدن: لغزیدن لولیدن: پیچیدن ماجُ: مادربزرگ (مامان جون) مچولی: کوچک نالی: تشک نساقده: آفتاب ندیده، جایی که آفتاب به آن نمیتابد. نگد: نارس نوشره: نوه (یا نتیجه) نیفه: خشتک نیقچه: خیلی کم هادر:مواظب همچیوا:از این طرف هندات: تصمیم، همت هَ بگی بشی: بنشین دیگر وادار: ساکت شو واشدار: ایستاده نگه دار والخشیدن: پیچ خوردن ورخش زدن: درخشیدن ورکندن: نیشگون گرفتن ورکلاشیدن:گاز زدن وشگون: نیشگون وشیل: بی نمک یاده: جاری (همعروس) یتیم غوره: لوس بارآمده یک گو و یک گاله: یکسان یه کته: یککمی